X
تبلیغات
روانشناسی سراب
روانشناسی سراب
علمی
بسم الله الرحمن الرحیم

 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد سراب

موضوع تحقیق:

بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و سلامت روانی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی سراب سال 90-1389

 

استاد راهنما:

تاج الدینی

پژوهشگر:

سمیه هادی

 رشته تحصیلی:

روانشناسی عمومی

تیر 1390

 

فصل اول:

کلیات تحقیق 

چکیده : هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط هوش هیجانی باسلامت روانی و پیشرفت تحصیلی می باشد تحقیق حاضر از نوع همبستگی است در این پژوهش مولفه های هوش هیجانی به عنوان متغیر پیش بین(مستقل)وسلامت روانی وپیشرفت تحصیلی به عنوان متغیر ملاک (وابسته)درنظر گرفته شده اند.جامعه آماری تحقیق راکلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد سراب در سالتحصیلی 90-89تشکیل می دهند نمونه تحقیق شامل 30دانشجوی دختر است که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند.کلیه آزمودنیهای پژوهش هیجانی بار-ان وپرسشنامه سلامت عمومی کله برگ (1979)ومیانگین معدل ترم های گذشته دانشجویان موردسنجش وارزیابی قرار گرفتند این ابزار از لحاظ روان سنجی دارای اعتبار پایانی مطلوبی هستند .داده های جمع آوری شده با روش آماری استنباطی وضریب همبستگی جزیی وضریب همبستگی پیرسون انجام گرفته است نتایج نشان می دهد که بین هوش هیجانی ومولفه های آن با سلامت روانی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد.اما بین هوش هیجانی وبرخی از مولفه های سلامت عمومی از قبیل اضطراب اختلال درکارکرد اجتماعی و افسردگی رابطه منفی معنی داری وجوددارد. p<=5

همچنین نتایج نشان می دهد که بین سلامت روانی ومعدل تحصیلی معنی داری وجود ندارد.

 

 مقدمه:

هوش هیجانی به عنوان یک مفهوم جدید در روان شناسی حاصل در هم تنیدگی دو ذهن هیجانی وعقلانی است هوش هیجانی رابطه متقابل عقل و احساس است واز آنجا که انسانها به طور غالب نه به طور عقلانی هستند ونه احساسی از قابلیت فرد برای انطباق بامحیط اطراف وکنار آمدن با مشکلات زندگی به کارکرد ترکیبی قابلیتهای عاطفی وعقلانی بستگی دارد.امروزه هوش هیجانی موضوع مورد بحث بسیاری از تحقیقات وپژوهشهای مربوط به بررسی تفاوتهای فردی شده است توانایی پیش بینی موفقیتهای زندگی ونیز نقش اساسی این سازه در اغلب اختلالات روانی می تواند از دلایل علاقه به مطالعه هوش هیجانی باشد و واژه هوش هیجانی نخستین بار درسال 1990توسط دکتر پیتر سالودی از دانشگاه یل ودکتر جان مایر از دانشگاه نیو همیشایر مطرح شده با این حال از نظر مفهومی (نه اصطلاحی )ریشه آن به هوش اجتماعی باز می گردد که در سال 1920از سوی ترنرایک مطرح شد هوش هیجانی ثرندایک به توانایی فهم ومدیریت مردم وعلاقلانه عمل کردن در روابط انسانی اطلاق می شود.ریشه مفهوم دیگر به اصطتاح هوش درونی فردی و میان فردی گاردنو باز میگردد با این حال همانطور که گفته  شد انچه عمومیت دارد و در ادبیات تحقیقی رواج پیدا کرد اصطلاح هوش هیجانی بود که توسط سالووی و مایر پیشنهاد گردید و در سال 1995 با انتشار کتاب گلمن تحت همین عنوان وجه عمومی تری یافت انها با اطلاع از اقدامات اولیه که در مورد جنبه های غیر شناختی هوش هیجانی را اغاز کردند آنها هوش هیجانی را به عنوان یک شکل از هوش هیجانی در نظر گرفتند ومعتقدند که هوش هیجانی نوعی از پردازش اسست که شامل توجه به هیجانهای ارزیابی صحیح و دقیق آن در خود و دیگران نظم بخشی سازش یافته هیجانها و ابزار مناسب آنها می باشد در تعریفی دیگر بار – آن هوش هیجانی را دسته ای از مهارتهای استعدادها و توانایی های غیر شناختی می دانند که با توانایی موفقیت فرد را در مقابله به فشارها افزایش می دهد . همزمان با پیدایش و گسترش هوش هیجانی به عنوان روح زمان و یا گرایش فرهنگی یک دوره خاص به عنوان مجموعه ای از صفات شخصیتی (بار-ان2001)به عنوان مجموعه ای از توانایی های ذهنی (مایر-سال ووی-کاروسو2000)مطرح گردید.تلقی توانشی از هوش هیجانی اساسی را بر یادگیری توانایی های هیجانی و به کار گیری عملی آنها در حوضه های مختلف زندگی می گذارد.به عقیده ی مایر و سالووی توانایی دریافت و ابراز هیجان و نیز فهم ومدیریت اطلاعات هیجانی قابل یادگیری بوده افراد از این نظر با هم تفاوت دارند بنابراین هوش هیجانی توانشی یا توانایی شناختی هیجانی به توانایی واقعی و بالفعل افراد در باز شناختی و پردازش اطلاعات هیجانی اطلاق می شود.این نوع از هوش هیجانی بهوسیله ی عملکرد و موقعیت های عینی مورد ارزیابی قرار می گیرد. یکی از وظایف مراکز خدمات مشاوره ای دانشگاه تامین سلامت روان حاصل می شود . (بروکن1985)ارتقای سلامت روان و پیشگیری از بیماریها را بخشهایی از مفهوم کلی سلامت می داندو بین آنها پیوست ها را فرض می کنند (خواجوی و همکاران1382) فعالیت های آموزشی در جهت تقویت بهزیستی خود یکی از بخش هایی است ه می گفته و رال (1990َ)برای ارتقای سلامت روان باید توسعه یابد از جمله فعالیت های آموزشی که امروزه محققان تاکید بیشتری بر روی آن دارند آموزش مهارت های هوش هیجانی است .ماهیت آموزش پذیری قابلیت یادگیری و قابلیت ارتقا و شکوفایی هوش هیجانی موجب گردیده تا به این پدیده بیش از پیش توجه شود لذا در این تحقیق برانیم که میزان تاثیر آن را بر پیشرفت تحصیلی و بهداشت روان مورد بررسی قرار دهیم واینکه چگونه از این پدیده میتوانیم برای ارتقای سطح و کیفیت تحصیل و بهبود بهداشت روان جامعه کمال استفاده را بکنیم .

 بیان مسئله:

 یکی از پدیده های که در دهه ی اخیر مورد استقبال قرار گرفت پدیده هوش هیجانی بوده است که دلیل این امر توانای فرضی هوش هیجانی بالاتر در حل  بهتر مسائل کاستن از میزان تعارفات بین انچه که انسان احساس میکند یا  انچه فکر می کند یا همان تقابل عقل و احساس و مشاهده زندگی شاد و موفقیت امیز کسانی بوده که از تحصیلات عالی برخوردار نیستند ولی به دلیل هوش هیجانی می توانند سبب افزایش میزان سلامتی –رفاه -ثروت- موفقیت عشق و شادی گردد ایمانی 1384 در سلامت روان از جمله مفاهیم مهم و اساسی در روانشناسی است که محققان زیادی به ان توجه کرده اند .عوامل مختلفی می تواند سلامت روان افراد را تحت تاثیر قرار دهند دانشجویان که اجزای اصلی دانشگاه را تشکیل می دهند زمانی می توانند در پیشرفت تحصیلی نیز از جمله مباحثی است که در محیطهای اموزشی بویژه در دانشگاه بیشترین اهمیت برخوردار است . محققان عوامل مختلفی را که بر سلامت روانی و پیشرفت تحصیلی  دانشجویان تاثیر دارد را مورد بررسی قرار داده اند . مفهوم نسبتا جدیدی که اخیرا مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است عبارت است از هوش هیجانی .شاید شکی نیست علاقه مندی به بررسی تاثیر این متغییر بر متغیرهای مهم و اساسی سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد؟

بسیاری از روانشناسان علاقمند ند با پژوهشهای خود این موضوع را بررسی کنند که ایا با استفاده از مولفه های هوش هیجانی میتوان به ارتقائ روان و پیشرفت دانشجویان پرداخت؟ گاروتر( 1983) اهمیت و ضرورت پژوهش: هوش هیجانی یکی از متغیرهای مهمی است که با بهداشت روانی و پیشرفت تحصیلی رابطه دارد. توانای شخصی برای سازگاری و چالش با زندگی به عملکرد منسجم قابلیتهای هیجانی بستگی دارد. چرا برخی از مردم نسبت به بعضی دیگر از بهداشت روانی بهتر برخور دارند؟چرا برخی از مردم نسبت به برخی دیگر در زندگی موفق ترند؟چه عواملی این تفاوتها را رقم میزنند؟پاسخ به این سوالات لزوم بررسی مهارتهای هیجانی که تصور می شود موفقیت افراد را تبیین کند نشان می دهد احتمالا پیشرفت-موفقیت و کامیابی افراد می تواند ناشی از سلامت روان و هوش هیجانی باشد. لذا با توجه به جنبه های کارکردی هیجان در سلامت روان تحصیلی و کمک به فرد در جهت تامین بهداست روان بررسی این متغییرها در دانشجویان مهم وسودمند است. با توجه به این که هوش هیجانی مناسب بر سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانشجویان تاثیر دارد با توجه به این که اموزش به هوش هیجانی مناسب به افراد می تواند بر رفتار انها تاثیر بگذارد ضرورت کنترل مهارتهای هوش هیجانی بیشتر نمایان می شود.همچنین انجام تحقیقات اندک در این زمینه به ویژه در کشور و استان وجود داشته یافته های پراکنده در انجام این پژوهش ضرورتی مهم به نظر می اید نتایج این تحقیق کاربردی مفید برای مراکز مشاهده و دانشجویی دارد. همچنین با توجه به نقش و اهمیت این متغیرها در عملکرد تحصیلی و قابل تغیر بودن متغیرهای مورد مطالعه می توان با اموزه ها و ارائه راهکارهای صحیح سلامت روان و عملکرد تحصیلی دانشجویان را افزایش داد.

اهداف پژوهش:

 اهداف کلی:

بررسی ارتباط هوش هیجانی با بهداشت روان و پیشرفت تحصیلی

 اهداف جزئی:

تعیین ارتباط هوش هیجانی و تاثیر آن در بهداشت روان

تعیین هوش هیجانی و تاثیر آن در  درپیشرفت تحصیلی.

 فرضیه های پژوهش:

بین هوش هیجانی با سلامت روان رابطه وجود دارد. 1-

2-بین هوش هیجانی با عملکرد تحصیلی رابطه وجود دارد.

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

هوش هیجانی :هوش هیجانی هم یک اصطلاح گسترده است که شامل مهارتهای فردی و حالات درونی می باشد و به مجموعه مهارت درون فردی و برون فردی اطلاق می شود.هوش هیجانی را می توان اگاهی از هیجانات و چگونگی تاثیر پذیری از هیجانات دیگران احساسات – مدیریت هیجانات و عواطف – همدلی و خود اگاهی و چگونگی اراده ارتباطات بین فردی دانست.ریشه هوش هیجانی به نظر گاردنر بر می گردد در(1983) که وی یکی از جنبه های هوش را توانای فرد در آگاهی از هیجان های تمایز بین آنها و استفاده از این اطلاعات برای ارائه پاسخ اثر بخش در برابر محیط عنوان کرد. بهداشت روان به اصطلاح روان ابعاد خاصی از انسان مثل هوش – ذهن- فکر می باشد. سلامت روانی وضع روانی فردی است که احساس راحتی و اسایش نموده و در ان حالت می تواند در اجتماع خود به راحتی و بدون اشکال فعالیت داشته باشد و ویژگی های شخصی او در اجتماع خشنودی و رضایت خاطر او را فراهم می کند. فرهنگ بزرگ روان شناسی لاروس بهداشت روانی را چنین تعریف می کند: استعداد روان برای هماهنگ خوشایند و موثر کار کردن در موقعیتهای دشوار انعطاف پذیر بودن و برای ارزیابی تعادل خود توانای داشتن و منظور از بهداشت روان در این تحقیق نمره بدست آمده فرد در سلامت روان گلد برگ(1972)می باشد. پیشرفت تحصیلی: منظور از عملکرد تحصیلی میانگین معدل دانشجویان در ترمهای گذ شته می باشد.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 توسط سمیه هادی |
فصل دوم:

ادبیات تحقیق

 تاریخچه هوش هیجانی:

 توصیه های داده شده از هوش هیجانی به همان قدمت رفتار انسانی است از انجیل عهد قدیم و عهد جدید و فلاسفه یونانی گرفته تا شکسپیر توماس مطرح شده است کسانی که هوش هیجانی خود را تقویت می کنند و ان را به حد کمال می رسانند یک توانایی منحصر به فرد به دست می اورند تا در شرایط و موقعیت هایی که دیگران در انها گیر می کنند و رنج می کشند به خوبی شکوفا شوند. هوش هیجانی چیزی در درون ماست که تا حدی نامحسوس است هوش هیجانی است که تعین می کند چگونه رفتار خود را اداره کنیم چگونه با مشکلات اجتماعی کنار بیایم و چگونه تصمیماتی بگیریم که نتایج مثبت ختم شوند. در سالهای 1900 تا 1920 جنبش جدیدی پدید آمد که می خواست برای اندازه گیری هوش شناختی را پیدا کند. دانشمندان ان زمان ای کیو(هوش بهره )را که روش سریع برای جدا کردن افراد متوسط از افراد باهوش بوده مورد مطالعه قرار داده اند انها خیلی زود متوجه محدودیت های این روش شدند بسیاری از مردم خیلی باهوش بودند اما توانایی انها در اداره کردن رفتارشان و کنار امدن با دیگران آنها را مخدود کرده بود.همچنین آنها متوجه شدند افرادی وجود دارند که هوش متوسط دارند ولی در زندگی بسیار موفق هستند. ثرندایک استاد دانشگاه کلمبیا اولین کسی بود که مهارتهای هوش هیجانی را نام گذاری کرد اصطلاحی که او اخترتع کرد هوش هیجانی (نشانگر توانایی افرادی است که در خوب کنار امدن با مردم مهارتهای کافی دارند در سالهای دهه 1980بود که هوش هیجانی (هوش بهره) نام فعلی خودرا بدست آورد بلافاصله بعد از آن پژوهش ها و مطالعات بسیار قدرتمندی انجام شد از جمله سری پژوهشها در دانشگاه ییل که هوش هیجانی را به موفقیتهای شخصی وشادی وموفقیتهای حرفه ای ربط داد. مفهوم هوش هیجانی نشان میدهد که چرا دو نفر با(هوش بهره) یکسان ممکن است به درجات بسیار متفاوتی از موفقیت ها در زندگی دست یابندهوش هیجانی یک عنصر بنیادین از رفتار انسان است که جدا ومتفاوت از هوش شناختی و عقل عمل می کند.بین هوش بهره و هوش شناختی  هیچ رابطه شناخته شده ای وجود ندارد.شما اصلا نمیتوانید از روی هوش شناختی یک نفر هوش هیجانی او را حدس بزنید. این یک خبر خوب است زیرا هوش شناختی یا انعطاف پذیر نیست هوش بهره  از همان لحظه تولد ثابت است یا دست کم ثبات نسبی داردمگر اینکه یک تصادف مثلاآسیب مغزی آن را تغییر دهد.هیچ کس با یادگیری واقعیتهای جدیدیا فرا گرفتن اطلاعات عمومی بیشتر با هوش تر نمی شود. هوش شناختی یعنی توانایی یادگیری که در 15 سالگی همان است که در 50 سالگی  اما بر عکس هوش هیجانی مهارتهای انعطاف پذیری است که به آسانی آموخته می شود.بااینکه بعضی از مردم نسبت به دیگران به طور طبیعی هوش هیجانی بالاتری دارند کسی که حتی بدون هوش هیجانی بدنیا آمده است باز هم میتواند در خود هوش بهره  بالا بوجود آورد .شخصیت آخرین تکه این پازل است شخصیت همان سبک روش یا شیوه ای است که ما را معرفی میکند وموجب تمایز ما از دیگران می شود شخصیت شما نتیجه تمایلات و ارجحیت های شما است مثلا تمایل به درون گرایی اما مانند هوش بهره

از روی شخصیت نمیتوان هوش هیجانی را حدس زد . باز هم مثل شخصیت در طول زندگی ثابت است خصوصیات شخصی در اوایل زندگی ظاهر می شود و از بین نمی رود.مردم اغلب فکر می کنند که بعضی خصوصیات هوش (مثل برون گرایی) با هوش هیجانی بالا ارتباط دارند اما کسانی که ترجیح می دهند در کنار دیگران باشند از کسانی که تمایل دارند تنها باشند هوش هیجانی بالا ندارند. شما می توانید از شخصیت خود برای رشد دادن به هوش هیجانی خود کمک بگیرید اما هوش هیجانی وابسته و مهتاج به شخصیت نیست. هوش هیجانی یک مهارت انعطاف پذیر است در حالیکه شخصیت تغییر نمی کند وقتی و شخصیت را در نظر بگیریم می توانیم از کل فرد تصویر خوبی بدست آوریم وقتی هر سه آنها را اندازه می گیریم می بینیم که زیاد همپوشی ندارند بلکه هر کدام جای مخصوص خود را دارد که از روی آنها می توان فهمید چه چیزی باعث عملکرد فرد می شود(چه چیزی اعمال فرد را کنترل می کند) چهار مهارت هوش هیجانی به دور از قابلیت های اولیه تقسیم می شوند که در هر گروه دو تا از مهارتهای هوش هیجانی قرار دارند. این دو گروه عبارتند از: قابلیت های فردی (کارآمدی و کفایت و صلاحیت) قابلیتهای اجتماعی. قابلیت های فردی نتیجه مهارتهای خود آگاهی و خود مدیریتی است.قابلیت فردی-توانایی فردی-دریک رفتار وانگیزهای دیگران ومدیریت کردن روابط مهارتهایی که دو به دو هستندوقابلیت های فردی واجتماعی را تشکیل می دهند بنابر این در تحلیل آماری به صورت مجزا دیده می شوند همان طور که خواهید دید شما این مهارتهای هوش هیجانی را اغلب یکی بعد از دیگری بکار می برید از وضعیتهای آگاه می شوید که در انها یک مهارت به تنهایی برای رسیدن به هدف دلخواه کافی نیست بسیاری از افراد مورد مصاحبه به ما گفتند که فکر می کنند بعضی از مهارتهای هوش هیجانی باید باهم دیگر به نتیجه برسند. قابلیت های فردیقابلیت های فردی محصول توانایی در دو مهارت مهم خود آگاهی و خود مدیریتی است این مهارتها بیشتر روی خود فرد تمرکز می کند تا تعامل ها (کنشهای متقابل )بادیگران. خود آگاهی عبارت است از توانایی در درک صحیح ودقیق هیجانها در همهن لحظه ای که روی می دهند وفهمیدن اینکه در رابطه با وضعیتهای متفاوت که تمایلاتی وجود دارد.همچنین خود اگاهی واکنش های عادی ما نسبت به رویدادها مشکلات و حتی مردم را شامل می شود درک صحیح تمایلات بسیار مهم است زیرا توانای ما در ارزیابی سریع و دقیق اوضاع را تقویت می کند برای اینکه سطح بالای از خود اگاهی داشته اشد باید علاقه نشان دهد و بخواهد مستقیما روی احساس منفی تمرکز کنند هرچند این کار ممکن است بسیار زجر اور و ناراحت کننده باشد همچنین توجه کردن و درک احساسات مثبت نیز بسیار ضروری است. تنها روشی که می توانید با ان هیجانهای خود را کاملا درک کنید این است که وقت بگذارید و درباره هیجانها ینندیشید و انها را تحلیل کنید تا متوجه شوید از کجا می ایند و علت بودنشان چیست؟هیجان ها همیشه برای هدفی وجود دارند و ان جا که هیجانها واکنش در مقابل تجربه های زندگی روزمره هستند همیشه علتی دارند و از جایی ریشه می گیرند. اغلب به نظر می رسد که هیجانها بدون مقدمه و بدون اعلام پیشینن ظاهر می شوند و بسیار مهم است که شما بدانید چرا اوضاع و شرایط فعلیتان انقدر مهم هستند که بتوانند در شما نوعی واکنش ایجاد می کنند. کسانی که این کار را انجام میدهند قادر هستند خیلی سریع به ریشه یک احساس برسند.وضعیت های که باعث ایجاد هیجانهای قوی و شدید می شوند همواره به تفکر زیادی نیازی دارند برای برخی از افراد بسیار دشوار است که قبول کند شغل جدیدشان به ان چیزی که می خواستند تبدیل شده است. خود مدیریتی چیزی است که وقتی به عمل دست میزنید یا نمی زنید روی می دهد خود اگاهی وابسته به خود-آگاهی شماست و دومین عامل اصلی در قابلیت های فردی است .خود مدیریتی یعنی توانای استفاده از آگاهی هیجانها برای انعطاف پذیر ماندن و و رفتار خود را به طور مثبت رهبری کردن یعنی واکنش های هیجانی خود و نسبت به مردم و وضعیت های مختلف را مدیریت کردن.یعنی هیجانهای ترس فلج کننده تولید می کنند این ترس افکار را به قدری مشوش و غبار الوده می کنند که اگر بخواهید در ان لحظه کاری را انجام دهید نمی توانید تصمیم بگیرید بهترین کاری که می توانید انجام بدهید کدام است در چنین شرایط توانایی در تحمل کردن انواع هیجان ها در لحظه ای بلند یا کوتاه خود مدیریتی را نشان می دهند . وقتی احساسات خود را درک می کنید دامنه و تعداد انها شما را اذیت نمی کند بهترین کاری که می تواند انجام بگیرد خودش را نشان خواهد داد. قابلیت های اجتماعی (000قابلیت های اجتماعی بر توانایی در درک کردن و مدیریت کردن روابط متمرکز است قابلیت های اجتماعی محصول مهارت های هوش هیجانی است. مهارتهای هوش هیجانی است مهارت های که در حضور دیگران بدست می ایند : اگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه . اگاهی اجتماعی عبارت است  از توانایی در حدس زدن دقیق هیجان های دیگران و فهمیدن اینکه واقعا انها چه احساسی دارند به این معنا که متوجه شوید دیگران چه فکر می کنند و چه احساسی دارند حتی اگر خودتان مثل آنها فکرواحساس نکنید گاهی آنقدردرگیرهیجانهای خودهستید که به آسانی فراموش می کنید که باید دیدگاه طرف مقابل رادر نظربگیریدمدیریت رابطه محصول سه مهارت هیجانی اول استکخود آگاهی خود مدیریتی وآگاهی اجتماعی. مدیریت رابطه عبارت است از توانایی بکارگیری از هیجانهای خود ونیز ازهیجان های دیگران برای مدیریت کردن تعامل ها این کار باعث می شود تا تبادل اطلاعات شفاف باشد و شخص به طور موثر بتواند از عهده تعارض ها و برخورد ها براید همچنین مدیریت رابطه پیوندی است که در طول زمان با دیگران به وجود می اید کسانی که روابط خود را خیلی خوب مدیریت می کنند ارزش انها را می دانند به انها پای بند ند و خوب آگاه هستند که ارتباط با داشتن با تعداد زیادی از مردم حتی کسانی که از انها زیاد خوششان نمی اید به نفع انهاست .روابط محکم و استوار چیزی ارزشمند و مفید است که باید به دنبالش بود و قدر انها را دانست . روابط پا بر جا نتیجه درک از مردم نحوه ی برخورد با ان ها و گذ شته مشترک با ان هاست . هوش هیجانی سالهاست که جدیدترین نظریه پردازان هوشبهره کوشید ه اند تا بجای انکه عواطف هوش را دو متضاد ناهمساز در نظر بگیرند احساسات را به حیطه هوش وارد کنند. از این رو ال.ای.پرندایک روان شناس نامداری که در دهه های 1920 و 1930 در همگانی کردن نظریه هوشبهره نقش مهمی  داشت در مقاله ای در روزنامه  هارپر اظهار داشت: هوش هیجانی یعنی توانایی درک دیگران و عمل کردن عا قلانه در ارتباطهای بشری.ثرندایک معتقد بود هوش از یک مولفه تشکیل نشده است چرا که نمی توان با یک هوش توانایی های انسان را سنجید. به همین دلیل او سه نوع هوش را مطرح می کنند :هوش اجتماعی- هوش عینی- و هوش انتزاعی. به نظر وی هوش هیجانی عبارت است توانایی درک دیگران و برقراری رابطه مناسب با انها.

از این نقطه نظر فرد باهوش کسی است که در هنگام قرار گرفتن در یک جمع بتواند احساسات و عواطف دیگران را بخوبی درک کند و با آنها رابطه خوب برقرار کند. خسرو جاوید-1381 .وکسلر نیز در ابعاد غیر عقلانی هوش عمومی تاکید کرده است . عبارت زیر بیانگر تاکید وکسلر بر مفهوم هوش هیجانی است .

سوال اصلی این است که ایا تواناییهای غیر عقلانی یهنی هیجانی و نظری عوامل غیر عقلانی که تعیین کننده هوش اند وجود دارد چنان که مشاهده ی آتی تائید کننده این فرضیه باشد نمی توان فرض کرد که بتوان هوش کلی را بدون لحاظ کردن عوامل غیر عقلانی محاسبه کرد (لیپر 1948به نقل از بار- ان 1997) اظهار کرد : تفکر هیجانی قسمتی از تفکر منطقی و هوش کلی و به انها کمک می کند.

این فرضیات اولیه پس از نیم قرن دراندیشه استاد دانشگاه بار وارد گارنر تبلور شد وی دیدگاه سنتی متخصصان به اوایل قرن بیستم از هوش هیجانی راوسعت بخشید او معتقدبودکه هوش هیجانی (یابه قول خود اوهوش شخصی)است.بعدهیجانی مفهوم هوش چند وجهی وی شامل دو جز کلی استکه تحت عنوان (قابلیتهای درون روانی)و(مهارتهای بین فردی)مطرح شده اند.

هوش درون فردی هوشی است که به ما اکمک می کند تا با آنچه انجام میدهیم افکارمان واحساساتمان وروابطی بین تمام این امور معنا ببخشیم با این وجود می توانیم یاد بگیریم خودمان وهیجاناتمان را به خدمت بگیریم.

هوش بین فردی هوشی است که به ما امکان تنظیم روابط با دیگران-همدلی با آنها-برقراری ارتباطات شفاف –وبرانگیختن آنها وفهم ارتباط بین آنها رافراهم می سازد.با این هوش می توانیم به دیگران الهام ببخشیم واعتمادشان را به خودمان خیلی سریع جلب کنیم.(1997)گاردنر خاطر نشان می کند که هسته هوش بین فردی (توانایی درک وارائه پاسخ مناسب به روحیات –خلق وخو-انگیزشها –وخواستهای افراد دیگر است )وی  اضافه می کند که در هوش درون فردی کلید خود شناسی عبارت است از:آگاهی داشتن از احساسات شخصی خود وتوانایی متمایز کردن واستفاده از آنها برای هدایت رفتار خویش (کلمن 1995)سالووی (1990)توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی بر اساس نظریه گاردو توسعه دادند.آنها دریافتند که افراد در تشخیص احساسات خود ودیگران باهم متفاوت هستند وبرای نخستین  بار مفهوم هوش هیجانی رابسط دادند.(کلمن 1994)واوایل 1995 بر آن شدکه کتابی در مورد سواد آموزی هیجانی تالیف کند وی برای این کار از تعدادی مدارس دیدن کرد تا ببیند مدارس بر رشد هیجانی دانش آموزان از چه روشهایی استفاده می کند اوهمچنین جهت تالیف خود مطالعاتی داشته است تا اینکه با اثر میر و سالووی آشنا می شود سرانجام کتابی در سال 1995 تحت عنوان هوش هیجانی توسط کلمن تالیف می شود اطلاعاتی پیرامون مغز –هیجانات ورفتار گرد آوری نبوده وبرخی از عقاید خودرا نیز در

بار-آن (1997)مدلی چند عاملی برای هوش هیجانی تدوین کرده است وی معتقد است که هوش هیجانی مجمو عه ای از توانایی ها و مهارت های است که فرد را برای کنار این کتاب عنوان کرده است.امدن با محیط و کسب موفقیت در زندگی تجهیز می کند و صفت هیجان هوش رکن اساسی است که آنرا از هوش شناختی متمایز کند از دیدگاه بار- ان (19979)هوش هیجانی دارای ابعاد عاملی است .وی 15 بعد هیجان را عنوان  می کند که با استفاده از خرده مقیاسهای پرسشنامه هوش هیجانی بار-ان اندازه گیری می شود هوش هیجانی و مهارت های اجتماعی-هیجانی طی زمان رشد و تغیر می کند و می توان اموزش و برنامه های اصلاحی مانند تکنیک های در زمانی انها را بهبود بخشید.

مفهوم هوش هیجانی از دیدگاه بار –آن

اصطلاح هوش هیجانی هنوز در فرهنگ لغت نیامده است وتعریف وحدود آن هنوز کاملا مشخص نشده است افرادی که قصد تعریف این مفهوم را دارند باید تا جایی که ممکن است این مفهوم را روشن دقیق وعملیاتی تعریف کنند این رویکرد باعث می شود که مفهوم هوش هیجانی قابل لمس تر شود ودر نتیجه اندازه گیری و کاربرد آن راحت تر شود هوش هیجانی بوسیله بار-آن به این صورت تعریف شده است :

یک دسته از مهارتها استعدادها وتواناییهای غیر شناختی  که توانایی موفقیت فرد رادر مقابله با فشارها واقتضاهای محیطی افزایش می دهد.

بنابراین هوش هیجانی یکی از عوامل مهم در تعیین موقعیت فرد در زندگی است ومستقیما بهداشت روانی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.

هوش هیجانی با سایر تعیین کننده های مهم (توانایی فرد در مقابله با اقتضاهای محیط)از قبیل آمادگیهای زیست پزشکی –استعداد هوش شناختی و واقعیتها و محدودیتهای محیطی در تعامل است.این رویکرد مطابق با دیدگاه تعاملی است  که به وسیله آلن بیرو پذیرفته شد که تاکید می کند سنجش باید بطور جدی به عوامل شخصی وشرایط محیطی در پیش بینی رفتار توجه داشته باشد(اپستین1979 ) همچنین برای این دیدگاه تاکید می کند و بیان می کند که این سوال از بین موقعیت کدامیک مهمتر است؟ یک سوال بی معنایی است چرا که یک رفتار همیشه یک تابع مشخص از شخص و موقعیت است .

از ان جای که رفتار هرگز در خلائ رخ نمی دهد و همیشه متن یک موقعیت رخ می دهد این بی معنی است که درباره مشخصات رفتار فرد صحبت کنیم بدون این که موقعیتی را را که رفتار در ان اتفاق افتاده را مشخص کنیم(بار-آن 1997)

 

مدل بار-ان از هوش هیجانی چند عاملی و مربوط به استعداد برای عملکرد است تا خود عملکرد این مدل همچنین فرایند مدار است تا نتیجه مدار . ماهیت جامع این مدل مفهومی براساس گروهی از مولفه های عاملی(مهارت های هوش هیجانی)و روشی که انها تعریف می شوند قرار دارد.

بار-ان اصطلاح هوش هیجانی را به این دلیل برای این سازه بکار برده است که هوش هیجانی مجموعه ای از توانای های مهارت ها و ظرفیتهای است که برای سازگاری موثر با زندگی استفاده می شود . صفت هیجان به معنای تاکید بر این نکته که این نوع خاص از هوش شناختی متفاوت است به کاربرده شده است.

استفاده بار-آن از اصطلاح هوش شبیه تعریف وکسلر از هوش است در نهایت اصطلاح موفقیت که در این تعریف بار-ان از هوش هیجانی بکار رفته است به این صورت تعریف می شود نتیجه نهایی تلاشهای یک فرد برای موفق شدن وبه اتمام رساندن این اصطلاح خیلی ذهنی است وتحت تاثیر شرایط اجتماعی است به عنوان مثال موفقیت در یک مطالعه می تواند در نظر برخی از افراد بصورت گرفتن نمرات بالا رفتن به یک مدرسه خوب دریافت بورس تحصیلی دریافت تقدیر نامه تحصیلی ودریافت مدرک خاص تفسیر شود.

بار-آن 15 مولفه هوشی را معرفی کرده است. هوش هیجانی و مهارت های هیجانی طی زمان رشد می کنند طی زندگی تغیر می کنند و می توان با اموزش و برنامه های اصلاحی مانند تکنیکهای درمانی انها را بهبود بخشید این 15 مولفه عبارت انداز:

1-خود آگاهی هیجانی:

خودآگاهی هیجانی توانای و درک احساسات است . این مولفه تنها اگاهی از احساسات است . این مولفه تنها اگاهی از احساسات یک فرد و هیجانات فرد نیست بلکه همچنین شامل توانایی و تفاوت بین انها به منظور پی بردن به این امر است که شخص چه احساسی دارد و چرا این احساس در او شکل گرفته است و همچنین به منظور پی بردن به انچه سبب این احساسات است مشکلات جدیدی در این حوزه در موقعیتهای (آلکسی تائی )(ناتوانی در بیان کلامی احساسات ) یافت می شود .

2- قاطعیت:

قاطعیت توانای احساسات و عقاید و افکار خود و دفاع از حقوق خود به شیوه غیر مخرب است.

قاطعیت دارای سه بعد است:

الف- توانای بیان احساسات (مثل صمیمیت و احساسات ).

ب- توانایی بیان اشکار و عقاید و افکار خود(مثل توانایی بیان باورهای مخالف و اتخاذ موضعی مشخص حتی اگر به لحاظ عاطفی انجام ان دشوار و باعث از دست رفتن امتیاز می شود .

ج- توانایی ایستادگی برای احقاق (مثل اجازه دادن به دیگران که دشما را اذیت کنند یا از شما امتیازی بگیرند).این افراد کمرو و خجالتی نیستند انها احساساتشان را اغلب بطور مستقیم و بدون پرخاشگری ابراز کنند.(بار-آن1997)

3-حرمت:

حرمت ذات توانایی احترام به خود و پذیرش خود به عنوان شخص اساسا خوب است . احترام به خود اصولا قبولو دوست داشتن خود انگونه که هستیم می باشد . پذیرش خود توانایی جنبه های پذیرش مثبت و منفی و محدودیتها و قابلیت های خود است. مولفه مفهومی هوش هیجانی یا احساسات امنیت – نیروی درونی- اعتماد بنفس- خودباوری و احساس کفایت نیست به خود همراه است اعتماد به خود و عزت نفس یا خودباوری و مفهوم نسبتا خوب رشد یافته هویت مرتبط است . شخص صاحب حرمت ذات احساس عدم کفایت و حقارت می کند.

4-خودشکوفایی:

خودشکوفایی به توانایی شناخت توانمندیهای بالقوه خود اشاره دارد. این بعد هوش هیجانی تبیین جستجو برای غنا و معنی بخشیدن به زندگی است . تلاش برای شکوفا کردن بالقوه های خود در بردارنده انجام فعالیت های مفرح و معنی دار است و میتواند به معنی تلاش در همه عمر و فعالیت پرشور برای رسیدن به اهداف دراز مدت تعبیر شود خود شکوفایی فرایندی مستمر و پویا برای کسب حداکث رشد تواناییها قابلیتها واستعداد هاست برای داشتن بهترین عملکردو تلاش برای بهتر ساختن خود مربوط است .خود شکوفایی به احساس و غایت از خود وابسته است.

5- استقلال:

استقلال عبارت است توانایی خود هدایتگری و خود کنترلی در تفکر و عمل و عدم وابستگی عاطفی است افراد مستقلا خود اتکا در برنامه ریزی و تصمیم گیریهای مهم باشد . به هر حال اینان قبل از تصمیم گیری در تصمیم گیری در جستجوی نقطه نظر دیگران بر می ایند و به انها توجه می کنند. مشورت با دیگران لزوما نشانه وابستگی نیست . استقلال اساسا توانایی رفتار خود مختار در مقابل نیاز حفاظت و حمایت است اشخاص مستقل از اتکا به دیگران برای براوردن نیازهای عاطفی شان پرهیز می کنند.

مستقل بودن به میزان اعتماد به خود  و نیروی درونی و به تمایل برآوردن انتظارات و تعهدات بدون اینکه امیر آنها شوند وابسته است.

6- همدلی:

همدلی عبارت است از توانایی اگاهی و درک و قدردانی از احساسات دیگران و حساس بودن به اینکه  انها چرا و چگونه و چه چیزی را اینگونه به این طریق احساس می کنند همدلی شدن توانایی یا شناخت هیجانات و عواطف دیگران است. افراد همدل به دیگران

توجه دارند و به نگرانی علایق انها توجه نشان می دهند.

7- روابط بین فردی:

مهارت ارتباط بین فردی شامل توانایی برقراری و حفظ ارتباطات متقابل و عنایت بخشی است که صمیمیت و تعادل محبت از ویژگیهای آن است .

رضایت متقابل شامل تمایلات اجتماعی و معنادار است که بطور بالقوه رضایت بخش و لذت بخش است . از ویژگی های ارتباط مثبت بین فردی – توانایی صمیمیت و محبت و اشتغال دوستی به شخص دیگر است این بعد هم با ضرورت کسب روابط دوستانه با دیگران با توانایی احساس و ارامش در چنین رابطی و داشتن انتظارات مثبت از چنین روابط مثبت مرتبط است . این مهارت اجتماعی عموما نیاز به داشتن حساسیت نسبت به دیگران- تمایل – برقراری ارتباطات و احساس رضایت از این روابط است.

8-مسولیت پذیری

مسولیت پذیرش اجتماعی نشان دادن خود به عنوان یک عضو سازنده شرکت کننده و همکاری کننده در یک گروه اجتماعی است . این توانایی شامل مسئول  بودن است. حتی اگر شخصا از این رابطه سود برده نشود چنین افرادی دارای وجدان اجتماعی هستند و رفتارهای آنها به صورت پذیرش مسئولیتهای اجتماعی اجتماعی جلوه گری می شود.  

خودشکوفایی:

خودشکوفایی به توانایی شناخت توانایی های بالقوه خود اشاره دارد این بهد از هوش هیجانی تبیین جستجو برای غنا و معنی بخشیدن به زندگی است . تلاش برای شکوفا کردن بالقوه های خود در بردارنده انجام فعالیتهای مفرح و معنی دار است و می تواند به معنی تلاش در همه عمر و فعالیت پرشور برای رسیدن به اهداف درازمدت تعبیر شود. خودشکوفایی فرایندی مستمر و پویا برای کسب حداکثر رشد تواناییها- قابلیتها و استعدادهاست . برای داشتن بهترین عملکرد و تلاش برای بهتر ساختن خود مربوط است. خودشکوفایی به احساس و غایت از خود وابسته است است.(همان منبع)

9- حل مسئله :

حل مسئله توانایی شناسایی و تعریف مشکلات است و ماهیتا چند مرحله است که شامل این توانایی ها می باشد.

الف- احساس وجود مشکل و احساس داشتن کفایت و انگیزه کافی برای مقابله موثر با آن .

ب- تعریف و تدوین مشکل تا حد امکان.(مثلا روش مشکل گشایی گروهی)

ج- تصمیم گیری و انجام یکی از راه حلها (بررسی دلایل موافقت و مخالفت همه را حل و انتخاب بهترین مسیر بار عمل حل مسئله با وظیفه شناسی – منظم بودن- روش مند بودن و نظامداری در دنبال کردن و رسیدن به مشکل مربوط است.

10-واقعیت سنجی:

واقعیت سنجی توانایی ارزیابی انطباق بین انچه تجربه می شود و انچه عینا وجود دارد می باشد. سنجش میزان انطباق بین آنچه که فرد تجربه کرده و انچه واقعا وجود دارد شامل تحقیق درباره شواهد عینی برای تائید- توجیه و اثبات احساسات- ادراکات و اندیشه هاست . یکی از جنبه های این عامل میزانی از شواهد واضح ادراکی در تلاش برای ارزیابی و سازگاری با موقعیت هاست . آن شامل توانایی تمرکز و دقت در بررسی راههای سازگاری با موقعیت پیش امد است

11- انعطاف پذیری:

انعطاف پذیری توانایی منطبق ساختن عواطف و افکار و رفتار با موقعیت ها و شرایط دائما در حال تغیر است این بعد از هوش هیجانی به توانایی کلی فرد در سازگاری با شرایط  نا آشنا – غیر قابل پیش بینی و پویا بر میگردد.

12- تحمل فشار:

تحمل فشار عبارت است از توانایی مقاومت در برابر رویدادها و موقعیت های فشارزا بدون توقف از طریق سازگاری فعال مثبت در برابر فشار این توانایی به معنی پشت سر گذاشتن موقعیت های مشکل ساز بدون از پا در امدن است .

این توانایی مبتنی است بر:

الف- قابلیت انتخاب روشهایی برای سازگاری با فشار(یعنی چاره جو و موثر بودن و توانایی یافتن روشهای مناسب و آگاهه از نحوه انجام آنهاست)

ب- به طور کلی تمایل خوش بینانه به تجارب جدید و تمایل به داشتن توانایی غلبه بر مشکل موجود(یعنی باور داشتن توانایی در برخورد و مقابله با این موقعیتها )

ج- این احساس که می تواند موقعیت فشار را کنترل کند یا بر ان تاثیر بگذارد (یعنی حفظ ارامش داشتن کنترل)

13- کنترل تکانه:

 کنترل تکانه یعنی توانایی مقاومت یا به تاخیر انداختن تکانه سائق با وسوسه انجام عملی است این توانایی شامل پذیرش تکانه های پرخاشگرانه و خود دار بودن و کنترل خشم – پائین بودن تحمل ناکامی- ناتوانایی در کنترل مشکلات – و رفتارهای تند و غیر قابل پیش بینی تجلی می کند.

14- شادکامی:

 شادکامی توانایی راضی بودن از زندگی خود –د لذت بردن از خود و دیگران- و شاد بودن است این توانایی شامل ارضای توانایی های خود – خوشنودی کلی و توانایی لذت بردن از زندگی است افراد شادمان اغلب احساس خوب و راحتی چه در محیط کار و چه در اوقات فراقت دارند شادکامی با احساس کلی شادی و نشاط مرتبط است شادکامی پیامد جانبی یا شاخص مهم درجه کلی هوش هیجانی و عملکرد هیجانی فرد است .

15- خوشبختی:

 خوشبختی توانایی نگاه کردن به طرف روشن زندگی و حفظ یک نگرش مثبت حتی در رویاروی با بد اقبالی است. خوشبختی نشان دهنده ی امید به زندگی و رویکرد مثبت به زندگی روزمره است . خوشبختی برعکس بد بینی که یکی از نشانه های رایج افسردگی است می باشد.

 

 

کفایت هیجانی

 کفایت هیجانی طبق تعریف مارنی عبارت است از کارایی شخص در موقعیت های تبادل اجتماعی هیجانی منظور از کارایی شخصی که در این تعریف مطرح شده در برگیرنده ای باور شخص به داشتن ظرفیت و مهارتهای که برای تحقق اهداف لازم اشاره دارد.

پامد مطلوب در ارزشها و باور های فرهنگی انعکاس پیدا می کند از طرف دیگر بحث کارایی شخصی در زمینه تبادلات اجتماعی هیجانی بکار می رود . این نکته مدنظر است که چه طور افراد می توانند به موقعیتهای هیجانی پایان دهند در حلی که همزمان به طور راهبردی دانش خود را درباره هیجانها وابزار هیجانی در روابط بین فردی با دیگران بکار می برند مثل اینکه آنها بتوانند تبادل بین فردیشان را مورد بحث قرار داده و تجارب هیجانی در مورد اهداف پیامدهای مطلوب برای فردی که از لحاظ هیجانی با کفایت تلقی میشود باتعهدات اخلاقی فرد یکپارچه خواهد شد.(کاروبین مارنی 1999به نقل از بار-ان)

کفایت هیجانی پخته طبق تعریف فرض می کند که ویژگیهاوارزشهای اخلاقی عمقا بر پاسخ های هیجانی شخص تاثیر می گذارد به نحوی که یکپارچگی شخص را ارتقا می دهد کفایت هیجانی پخته بایستی بیانگر خرد باشد واین خردمندی به همراه خود ارزشهای اخلاقی فرهنگی را حمل می کند.

 

هوش عمومی

براساس مطالعات دانیل گامن در بهترین شرایط همبستگی اندکی(7%)بین هوش عمومی وبرخی از ابعاد هوش هیجانی وجود دارد بطوری که میتوان ادعا کرد آنها عمدتا ماهیت مستقل دارندوقتی افرادی دارای هوش عمومی بالا در زندگی تقارا می کنند وافراد دارای هوش متوسط به طور شگفت اتگیزی پیشرفت می کنند شاید بتوان آن رابه هوش هیجانی بالای آنان نسبت داد(گلمن 1995)

نظریه پردازان هوش هیجانی هوش بهره  به ما میگویند که چه کار میتوانیم انجام دهیم در حالی که هوش هیجانی می گوید شامل توانایی ما برای یادگیری تفکر منطقی وانتزاعی می شود در حالی که هوش هیجانی شامل توانایی ما در جهت خود آگاهی هیجانی آن شامل مهارتهای ما در شناخت احساس خود ودیگران ومهارتهای کافی در ایجاد روابط سالم با دیگران وحس مسئولیت پذیری در مقابل وظایف میباشد .

بار-ان(1999)درپی یافتن پاسخی برای این سوال که چرا برخی از افراد نسبت به برخی دیگر در ابعاد مختلف زندگی موفقترند به تحقیقات بسیاری دست زده است این سوال لزوم مرور کامل عواملی که تصور میشود موفقیت کلی را رقم می زنندعلامت هیجانی را موجب می شوند ایجاب می کند.

بار-ان دریافت که تنها کلیه موفقیت وتنها عامل پیش بینی کننده موفقیت آنها هوش کلی نیست بلکه باید درجستن عوامل دیگر بود(بار-آن 1999)نمره کل هوش هیجانی بر اساس مطالعات پالازو بار-ان همبستگی اندکی (12%)با هوش عمومی نشان داد.

. سیاروچی وهمکارانش دریافتند که با مقیاس هوش ریون همبستگی ندارد ریون=0.5مطالعات بار-ان (2000)نشان می دهد که عناصر هوش هیجانی مانند همدلی بامشاهده کرد دانش اموزانی که در شناخت احساس دیگران توانمند بودندازجمله محبوبترین افراد مدرسه بودندوبیشترین ثبات هیجانی را نشان می دادند.اینان از عملکردتحصیلی بهتری برخورداربودند علیرغم اینکه آنها از کسانی نبود که در شناخت پیامدهای غیرکلامی دیگران ضعیف بودند این نشان میدهد که دستیابی به این مهارت از عمده راههای اثرگذاری بردیگران است .

هوش هیجانی آنگونه که پرسشنامه بهر هوش هیجانی  بار-ان می سنجد شکل دیگری ازهوش شناختی که از آزمونهای هوش عمومی می سنجد نیست.(بار-ان1999)

همبستگی هوش هیجانی وعمومی به ابزار مورد استفاده از درجات متفاوتی برخوردار است همچنین همبستگی بین هوش هیجانی وابعاد مختلف هوش عمومی باتوجه به اینکه کدام بعدازهوش عمومی مورد توجه قرار بگیرد وهمبستگی بیشتری با خرده مقیاسهای هوش عمومی نشان میدهد.(یویس استانکوف وروبرتر 1998)

دیوس واستانکوف وروبرتر(1998)درپی مطالعه ای که برروی 503نفرانجام دادند همبستگی4%رابین هوش هیجانی(که به وسیله اندازه گرفته شده است )وپرسشنامه خودسنجی توانایی کلامی گزارش شدند.

تاثیر هوش هیجانی در زندگی

هوش هیجانی و سلامت

هر مشکلی در طول حیات خودزمان آماده حل شدن وازبین رفتن می شود هیجانها وسیله ای است که با ان میتوانید برای حل مشکل اقدام کنید مشکلی آن چنان بزرگ که می توانید آن را ببینید ولی هنوز انقدر کوچک که می توانید آن را حل کنید.بادرک هیجانهای خودمی توانیداز میان مشکلات ماهرانه بگذرید واز مشکلات بعدی جلوگیری کنید اگر عکس این کار را انجام دهید واحساسات خود را سرکوب کنید آنها خیلی سریع به احساس کنش واضطراب تبدیل خواهند شد.

مهارتهای هوش هیجانی شما را قادر می سازد تا جلوی وضعیتهای دشوار پیش از اینکه غیر قابل کنترل شوند بگیرندوبااین کار مدیریت (کنار آمدن با استرس)برای شما آسانتر شود کسانی که قادر نیستند از مهارتهای هوش هیجانی خود استفاده کنند به احتمال زیاد برای مدیریت روحیه وخلق خوداز روشهای دیگری که کمتر اثر بخشی دارند بهره می گیرند .احتمال دارد که آنها دو برابر بیشتر از دیگران مضطرب و افسرده می شوند وحتی افکار خودکشی به سرشان بزند هوش هیجانی تاثیر بسیار زیاد بر شادی و رضایت مردم دارد.کسانی که هوش هیجانی خود رابه کار می گیرند با محیط اطراف خود سازگاری بیشتری دارند اعتماد به نفس بالایی نشان می دهند واز توانایی خودآگاهانه رابطه  مستقیم بین هوش وزندگی خوب وسالم نشان می دهد که توجه به هیجانها آگاه بودن وآگاه ماندن از آنها برای راهنمایی کردن رفتار تا چه حد اهمیت دارد هر چه از مهارتهای هوش هیجانی خودبیشتر استفاده کنید از زندگی دستاوردهای بیشتری خواهید داشت در سالهای اخیر نتایج  پژوهشها نشان داده است که بین هوش هیجانی وآمادگی برای مبتلا شدن به انواع بیماریها همبستگی بالایی وجود دارد استرس اضطراب وافسردگی دستگاه دفاعی بدن را تضعیف ومتوقف می کند وباعث آسیب پذیری در مقابل همه بیماریها از سرما خوردگی گرفته تا سرطان میشود وقتی ذهن غرق در تنش ناراحتی یا اضطراب است به بدن پیام می رساند که از میزان مصرف انرژی برای مقابله با بیماریها بکاهد این کار باعث میشود تا آسیب پذیری در مقابل بیماریها بیشتر شود دانشکده های پزشکی ورشته های علوم تخصصی باسرعت ویکی پس از دیگری این کشف جدید پزشکی نشان میدهد که بین اضطراب و انواع جدید بیماریها رابطه آشکاری وجود دارد یکی از تحقیقات بلند مدت سطح استرس زنان رااز 1968تا1991مورد مطالعه قرار میدهد .

پژوهشگران درجه تنش ترس اضطراب واختلالهای خواب را که نتیجه تعارضها در محیط کار ودر خانه بودند در تک تک زنان اندازه گیری می کنند زنانی که در طول این دهه بیست وچهار ساله استرس بیشتری داشته دو برابر بیشتر احتمال داشت که به سرطان سینه مبتلا شوند اضطراب هیجانی این زنان نتیجه تعارض های حل نشده و هیجانهای مدیریت نشده بود مهارتهای هوش هیجانی بازگشت به سلامت را نیز سرعت می بخشد کسانی که بیمارند ولی در طول مداوا روی مهارتهای هوش هیجانی خود کار می کنند وآن را رشد می دهند از بیماری از جمله بیماریهای کشنده زودتر رها میشوند معلوم شده که تدریس مهارتهای هوش هیجانی به کسانی که بیماریهای کشنده مبتلا بودند نرخ بازگشت بیماری را پایین می آورد وقتی تشخیص داده می شود که افراد به بیماری های کشنده مثل سرطان مبتلا شده اند اغلب در واکنش به تشخیص بیماریهای استرس احساس می کند معمولا سرطان بزرگترین مشکلی است که فرد در طول عمرش با ان مواجه میشود واغلب به مهارتهای جدیدی برای مقابله با استرس وابهام مربوط به این بیماری نیاز پیدا می کنند برای مثال یک سوم زنانی که سرطان سینه دارند بطور همزمان اضطراب بالینی نشان میدهند ودر صدر آنها از فشار روانی پس آسیبی رنج می برند.

 

هوش چیست

مفهوم هوش تاریخی طولانی دارد شاید به اندازه خود انسان قدمت داشته باشد حتی قدیمیترین داستانها در تاریخ بشری مثل حماسه گیلگامیش بعضی قهرمان داستان را عاقل وبعضی دیگر را برای اینکه مودب باشیم کمتر توصیف کرده اند .داستانهای انجیل از باهوش نمونه های واضحی ارائه می دهند مثل حضرت سلیمان  نمونه های حماقت را هم آورده اند مثل حماقت حماسه نوح .به نظر می رسد که ما انسانها مدتهاست این عقیده را پذیرفته ایم که بعضی مردم در تصمیم گیری بهتر از بقیه هستند این افراد احتمالا همان اطلاعات را در اختیار دارند که دیگران دارند اما وقتی به ارزیابی و پردازش اطلاعات می پردازند به نتایجی می رسند که بهتر از نتایج دیگران است با اینکه در کل پذیرفته شده که هوش به عنوان یک ویژگی فردی وجود دارد تنها از اواخر قرن نوزدهم بود که برای اندازه گیری رسمی آن تلاشهای جدی شروع شد اولین کسی که در این مورد اقدام کرد گالتون بود اما آلفرد بینه بود که درسال 1905نمونه اولیه آزمون هوش واقعی را تهیه کرد آزمون بینه برای این ساخته شد تا آموزش وپرورش فرانسه بتواند کودکانی را با تواناییهای زیر حد معمول شناسایی کند وبه آنها تعلیمات ویژه ارائه دهد بااین حال با گذشت زمان و بویژه هنگامی که همین آزمون انگلیسی ترجمه شد ودر ایالات متحده آمریکا بکارگرفته شدروی این موضوع تغییر جهت دادکه هوش همه کودکان اندازه گیری شود تهیه وسیله برای اندازه گیری هوش پرطرفدارومحبوب شد وچنین آزمونی گسترش یافت بویژه در ایالات متحده آمریکا از انجا که نمره هوش در روش بینه از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی بدست می آید نمره بدست آمده به ضریب هوش یا معروف شد.

از ان زمان تاکنون استفاده از آزمون هوش گاهی بحث برانگیز بوده است بااین حال یکی از فرضیه های اساسی روش هوش بهره  هرگز بطور واقعی زیر سوال نرفته است .اینکه هوش به ما اجازه میدهد تا بدانیم مردم چگونه اطلاعات انتزاعی راپردازش می کنند.یعنی هوش همیشه بصورت چیزی تلقی میشود که مردم از طریق آن افکار وعقاید را بررسی می کنند از منطق استفاده می کنند وشناختی وعقلی قرار دارند وهنگامی که آزمونها مردم رادراین نوع مهارتها ارزیابی می کنند نمره ای ارائه می دهند که براساس تواناییهای شناختی است در اکثر مواقع این آزمونها قسمت بزرگی از تجربه انسان را که احساسات تمایلات و انگیزه های اورانشان می دهند کاملا نادیده می گیرند.بنابراین مقیاس هوش همواره روی جنبه معینی از تجربه انسان متمرکز کرده انداین جنبه هوش مطمئنا جنبه مهمی است اما تنها جنبه مهم نیست ومشکلی وجود دارد که همه چیز را خراب می کند .به رغم محبوبیت فراگیری آزمونهای هوش ورشدتصاعدی  جنبش ازمون سازی معلوم شده است که در بعضی وضعیتها هوش آن طور که ما فکر میکنیم تعیین کننده قدرتمندی برای نحوه رفتار نیست.

 

 

نقش هیجانها در هوش

با اینکه جنبش هوش بهره  در مجموع هیجانها را شامل نمی شود چنین نبود که همه روان شناسان هیجانها را نادیده بگیرند .در واقع پیش از یک قرن محققان ونظریه  پردازان سعی کردند هیجانها رادرک کنند .این که چه چیزی باعث بوجودآمدن آنها میشود .معنی ومفهوم وعواقب نتایج آنها چیست بااین حال متضاد آنها هستند .تفکر عمده در مورد هیجانها این بود که آنها معمولا باعث میشوند تا مردم حواسشان پرت شودونتوانند بطور منطقی ودر آرامش روی اطلاعات انتزاعی فکرکنند یعنی نتوانند هوش خود را بکار ببرند .

هوش هیجانی :دو نظریه

این تعبیر که هیجانها نوعی اطلاعات هستند کمک کرد تا در سال 1990مفهومی کاملا پروبال گرفته از هوش هیجانی ظاهر شود دو روان شناس آمریکایی مالووی و جان مایر اولین کسانی بودند که این اصطلاح را بکار بردتد وکارهای اکادمیک آنها را در این زمینه پایه برای کارهای بعدی فراهم کردند .

مالوی و مایر در رساله بی نظیر خود به سال 1990هوش هیجانی رانوعی از هوش توصیف کردند که توجه به احساسات وهیجانهای خود فرد ودیگران فرق گذاشتن بین آنها واستفاده از این اطلاعات برای هیجانهای افکار و اعمال فرد شامل میشود با اینکه مقیاسهای هوش هیجانی از روی ضریب هوش برداشته شده است.که به ان ضریب هوش هیجانی هوش بهره می گویند .

نظریه سالووی و مایر بر این باور استوار بود که تعدادی از مهارتهای ویژه وجود دارد که در همه انها یا دقت مهم است یا کارایی.دقت در شناخت ودرک حالات هیجانی خود و دیگران وکارایی در تنظیم وکنترل استفاده از هیجانها در رسیدن به اهداف.به نظر سالووی و مایر در هوش هیجانی چهار جنبه اساسی وجود دارد :1-شناخت هیجانها 2-درک هیجانها 3–تنظیم هیجانها

 4-استفاده از هیجانها

بنابراینداشتن این مهارتها می تواند برای فرد نتایج مثبت به همراه آورد.برعکس نداشتن آنها میتواند مشکلات جدی ایجاد کند.تحقیقات در روان شناسی آکادمیک معمولا پایان غم انگیزی دارد آنها ابتدا در مجله تخصصی چاب می شوند و فقط عده کمی از همکاران و دانشجویان آنرا می خوانند آنچه در مورد تحقیقات هوش هیجانی روی داده به کلی از این وضع متفاوت بود آنچه اتفاق افتاد انیل گلسن بود.گاسن چندسالی نویسنده مطالب علمی در نیویورک بود اوچندبار درباره پژوهشهای مربوط به هوش هیجانی مقاله نوشت ودر سال 1995 یک کتاب کامل بنام هوش هیجانی چاب کرد که موفقیت های بالایی یافت .

تنظیم وکنترل هیجانها

مهارتهای شناسایی و درک هوش هیجانی با همه اهمیتهایی که دارند معمولا ما را وادار نمی کنند که درباره هیجانها کاری انجام دهیم معنای جمله این نیست که شناسایی و درک هیجانها به هیچ تلاشی نیاز ندارند بلکه مهارتها بیشتر در این باره اند که چگونه در برابر هیجانهای زندگی  واکنش نشان می دهیم .سومین مهارت در هوش هیجانی یعنی توانایی در تنظیم وکنترل هیجانهای از حد مهارتهای نسبتا منفعلانه ای که تا کنون درباره آنها صحبت کردیم برابر می رود.

چگونه می توان هیجان خود را تنظیم کرد؟

امتیازهای تنظیم موفقیت آمیز بسیار واضح وجذاب است وبرای کمک به این تنظیم تکنیکهای بسیاری وجود دارد به نظر ساپنج روش کلی وجود داردکه خیلی مورد استفاده مردم است هر کدام از آنها اگر در زمان مناسب و به شیوه مناسب بکار گرفته شوند می توانند بسیار موثر باشند اما بعضی از آنها بطور کلی مفیدتر از بقیه هستند.

1-جلوگیری: یکی از فنون ساده واسان خوداری استاستفاده از روش سرکوبی یاخفه کردن احساسات ناخوشایندبه هنگام بروزکنترل یا از بین بردن علایم خارجی هیجان ها ی نا خواسته از طریق تلاش اگاهانه و ارادی است . این فن مخصوصا زمانی می تواند مفید واقع باشد که در وضعیتی قرار بگیرد که نشان دادن هیجان ها از نوعی نامناسب باشد.

2- ارزیابی مجدد شناختی :دومین فن تنظیم هیجانها ارزیابی شناختی است این فن کلی می توانند چند روش ویژه را در خود جای دهد اما وجه مشترک همه این ویژگیها این است که در همه آنها سعی می کنید وضعیت را در ذهن خود تغیر دهید تا حالات هیجانی خوشایندتری بدست آید.

3- تغیر جهت توجه :در این روش شما هیجانهای منفی را به این صورت کنترل می کنید که توجه خود را از محرکهای استرس زا بر می دارید و به سوی چیزی بهتر معطوف می کنید.

4- برنامه ریزی فعال: در این فن واکنشهای هیجانی خود را از این طریق به کنترل در می اورید که برای کنار آمدن با علل هیجانها برنامه های شخصی را طرح ریزی می کنید.

5- کمک خواهی: اخرین فن که برای برنامه ریزی فعال شباهت دارد کمک خواهی است که در این فن تنظیم هیجانها از طریق کمک خواهی از دیگران انجام می گیرد که ممکن است مادی و عملی باشد.

رابطه هوش هیجانی با هوش اجتماعی:

ناتوانی در بروز به موقع مهارتهای هیجانی می تواند سلامت فکری و جسمانی و روانی افراد را تهدید کند و سازگاری فرد را در تعامل با دیگران بویژه در مهارت های اجتماعی به چالش بکشد گاهی هیجانهای نابجا با شناخت و دانش غلط می شود و زندگی اجتماعی و شغلی و خانوادگی افراد را در معرض خطر قرار می دهد. اخبار هر روز جوامع انسانی مملو از گزارشهای است که حاکی از متلاشی بودن رفتار صحیح امنیت بوده و یورش انگیزه های آتی را نشان می دهد. امااخبار مذکور که به گونه ای آشکارتر به حضور برخی از هیجانهای کنترل نشده در زندگی ما و کسانی که در اطراف ما زندگی می کنند اشاره دارد.

هیچ کس نمی تواند خود را از حالت عصبانی شدن و سپس پشیمانی مستسنی کند . همه ما بارها به طریقی به این دام افتاده ایم و باز هم خواهیم افتاد (گلسن 1379 ترجمه بلوچ) دنیای امروز با به تصویر کشیدن ناتوانی عاطفی و ناامیدی و بی پروایی در خانواده ها و اجتماعات و جوامع بشری خشم و یاس برآینده ای را در ابعاد مختلف زندگی ثبت نموده اند.

توجه به هوش هیجانی به ویژگیهای هوش اجتماعی افراد از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است بنابراین فعالییت در زمینه هوش هیجانی به منظور شناسای عواملی غیر از عوامل عقلانی در زندگی افراد موثر و راه گشاست زیر هوش هیجانی بالا در موفقیت افراد تاثیر فراوانی دارد .

 

 

بهداشت روان:

 بنظر می رسد تعریف بیماری روانی ساده تر از سلامت یا بهداشت روانی است چرا که بهداشت روانی چیزی فراتر از فقدان بیماری است همه ما در اطرافمان انسانی را می شناسیم که از بیماری روانی خاص در رنج نیستند ولی در عین حال از سلامت روانی نیز بهرمند نمی باشند در اینجا چند ویژگی مهم که سلامت روانی را تنضمین می کند اشاره می شود .

توانایی لذت بردن از زندگی:

توانایی لذت بردن از زندگی اساس بهداشت روانی است در واقع از زندگی لذت بردن ازحرکت آن است. رهاد ساختن از نگرانیهی مربوط به اینده و یا دغدغه های گذشته یکی از راههای لذت بردن از زندگی است البته ما نیاز داریم برای آینده خود برنامه ریزی کنیم و نیز نیازمند ان هستیم که از گذشته بیاموزیم ولی غالبا این یاداوریها به جای لذت بردن و حرکت سرگرمی ما را زیاد می کند.

توانایی جهیدن

توانای از ناملایمات و بازگشت پذیری جهت شروع مراحل دیگر زندگی اشاره به توانایی ارتجاعی بودن دارد. این در میان همه انهایی که در حل وقایع استرس زا موفق ترند، مشترک می باشد به همین دلیل یک موقعیت استرس زا برای دو نفر پیامد و نتایج متفاوتی دارد.

تعادل

تعادل در زندگی حاصل بهداشت روان عمیق تر است. تعادل در جنبه های زندگی ضروری است. از جمله تعادل در تنها بودن و معاشرت با دیگران- کار و تفریح-خواب و بیداری- استراحت و ورزش و...

انعطاف پذیری

همه ما افرادی را می شناسیم که به دور از هرگونه استدلال و منطق در عقاید و افکارش بسیار متعصب اند. هیچ گفتگوی نگرش آنا را تغیر نمی دهد و کور کورانه و توام با خشکی و تعصب به خواسته و عقاید خود چسبید ه اند این گونه تعصب و خشکی در عقیده و رفتار سبب استرس برای خودشان و دیگران می شود . انعطاف پذیری عقاید و عواطف سبب ارتقائ بهداشت روانی افراد می گردد.

خودشکوفایی

یکی از ویژگیهای که برای رسیدن به بهداشت روانی تسهیل می کند تلاش فرد برای رسیدن به خودشکوفایی می باشد در آغاز ما نیاز داریم موهبتها و تواناییهای وجودی خویش را شناسایی کنیم و در مسیر تلاش برای حداکثر رسانیدن این تواناییها به خودشکوفایی و بهداشت روانی نایل آییم. موارد نامبرده تنها چند مورد مورد مهم از ویژگیها ی بهره مندی از سلامت روانی است که موضوعاتی چون عزت نفس سالم  ارتباطات انسانی معنادار و ...را نیز در بر دارد.

موفقیت تحصیلی

نظام آموزش امروزه مبتنی بر نمرات هوش دانش آموزان از کودکستان الی دانشگاه است طرفدار این دیدگاه سنتی می کوشند که همچنان اظهار کرده اند که چنین آزمونهایی برای ارزیابی توانایی دانش آموزان ناقص اند اخیرا یک دیدگاه جدید درباره یادگیری و هوش مربیان مدرسه و برنامه ریزان را بر آن داشته تا در روشهای آموزشی تجدید نظر کنند که همان نظریه هوش چند وجهی است .

آموزش مهارتهای هیجانی و اجتماعی در مدرسه بسیار مهم است و می تواند هم در درازمدت و هم در کوتاه مدت ضامن موفقیت افراد باشد الیاس و همکارانش(1997) در پی انجام مطالعاتی در یافتند که در مهارتهای هیجانی می تواند تاثیرات دراز مدت بر موفقیت تحصیلی داشته باشد.

ریچردسون و ایوار(1997به نقل از سامرا2000) برخی از روشهای آموزشی بسندگی و کفایت هیجانی و اجتماعی را در جامعه چند نفری فرهنگی شرح دادند هدف آنها کمک به دانش آموزان برای ارتباط بهتر با یکدیگر بود. آنها دریافتند که پس از آموزش مهارتهای درون فردی و بین فردی سطح عملکرد آنها بطور معنا داری (%>پ) بهبود یافت.

پول در مقاله ای (1997) بیان کردکه بهداشت روانی هیجانی عامل پیش بینی کننده ای

برای موفقیت تحصیلی وشغلی است.وی باانجام مطالعه برروی 27نفرازدانش اموزان میانگین نمرات تحصیلی دانش اموزان دارای هوش هیجانی با لاتر از هوش دانش اموزان دارایهوش هیجانی پائین تر بطور معنادار بوده است (1%<پ) گانکولیس و پیترسن (1998) به نقل از سامرا 2000 با انجام مطالعاتی بر روی 175دانش آموز دبیرستان با استفاده از هوش هیجانی بار-آن دریافت که دانش آموزان دارای هوش هیجانی بالاتر در مدرسه- خانه و ورابطه با دوستان و محیط کار نسبت به دانش آموزان دارای هوش هیجانی پائین تر کمتر شکست را تجربه می کنند.سوارت (1996 به نقل از بار-آن 1999) با استفاده با پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن بر روی 448 دانشجوی سال اول دانشگاه پروتوریا به مطالعه توان هوش هیجانی در پیش بینی موفقیت تحصیلی پرداخت وی بر اساس انحراف یک استاندارد از میانگین نمرات در امتحانات دانشجویان را به دو قسمت مساوی تقسیم کرد دانشجویان ناموفق به لحاظ تحصیلی(یعنی آنهای که یک انحراف استاندارد پائین تر از میانگین بودند) و دانشجویان موفق(آنهایی که انحراف استاندارد بالاتر از میانگین بودند)پس آنها را براساس نمرات هوش هیجانی بار-ان طبقه بندی کرد. نتایج حاصله نشان داد که بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد.

کسانی که به لحاظ تحصیلی موفق بودند از گروه دیگر در نمره هوش هیجانی نمره بالاتری کسب کردند(1%>پ) نتایج نشان داد هوش هیجانی می تواند موفقیت تحصیلی را پیش بینی کند. جمیز کرستید(1999) با استفاده از 235 دانشجوی سال اول با بهره گیری از پرسشنامه هوش هیجانی بار-ان مطالعه همبستگی هوش هیجانی و موفقیت تحصیلی پرداخت . نتایج حاصله نشان داد که همبستگی پائین بین هوش هیجانی و موفقیت وجود دارد. این یافته در مورد هوش عمومی و موفقیت تحصیلی صادق نیست و هوش عمومی همبستگی بالایی با موفقیت تحصیلی نشان داد . همچنین نتایج این مطالعه بین این امر بوده که هوش هیجانی می تواند5 تا10% واریانس شاخص موفقیت تحصیلی باشد. بار-ان( 1998)  جهت بررسی نقش هوش هیجانی بر موفقیت تحصیلی 47 دانش آموز دارای معدل الف که هوش بهره آنها 130 مطابق با آزمون وکسلر داشتند را مورد مطالعه قرار داد. نتایج نشان می دهد که میانگین بهره هیجانی آنها برابر با 112 بوده بیانگر توانایی بالای این افراد در بر آوردن استرس های محیط و کنار آمدن با فشارهای روزمره بود.

پیشینه تحقیق

پژوهشهای خارج از کشور

رادریزد سکاو وهمکاران 1996 بیچارد سون و همکاران 1993 گندل و دیوس 1986 گزارش دادند که سلامت روان شناختی بین یادگیری عبارتهای توانش شخصی وکاهش در مصرف مواد به عنوان یک عامل میانجی عمل میکند (اسکیتا 2002)سالووی (1999)پژوهش بدست آورد که هوش هیجانی با سلامت روان در ارتباط است وی در پژوهش خودنشان داد افراد دارای هوش هیجانی بالا توانایی بهتر برای مقابله با استرسها دارند.زمانی که تحت استرس قرار می گیرند احتمال دارد که دچار بیماری شوند.بار-ان (2000)در تحقیقی تحت عنوان هوش هیجانی وخود شکوفایی به این نتیجه رسید که هوش هیجانی با توانایی تحقق بخشیدن به استعدادها و مهارتها ارتباط بالایی دارد.

در پژوهشهای دیگری از بار-ان (2000)به نتیجه رسید که هوش هیجانی واجتماعی شامل توانایی های در هم تنیده شخصی هیجانی واجتماعی است که مجموع توانایی شخصی را برای انطباق موثر وفعال با فشارها روزمره تحت تاثیر قرار می دهد.(ادوارد2000)نشان داد که هوش هیجانی با افسردگی واضطراب همبستگی منفی دارد .(اوکادا 2000)و(رولاندا2000)نشان دادکه اضطراب وافسردگی خوش بینی وعزت نفس از جمله شاخص هایی هستند که با هوش هیجانی ارتباط مهنی داری دارند.(کوپر و هاملین 2005)بین هوش هیجانی با ثباط هیجانی ارتباط مهنی داری بدست آوردند (آنتسین وهمکاران 2005)در پژوهشی بر روی دانشجویان نشان دادند که هوش هیجانی بطور قوی تری با اندازه وکیفیت شبکه اجتماعی ارتباط دارد اما کیفیت شبکه اجتماعی رضایت از زندگی ووضعیت بهداشتی بطور قوی تری با شخصیت مرتبط بودند.

(فرانیس و دوگاس 2004)در پژوهشی نشان دادند که باورهای مثبت درمورد نگرانی به طور منحصر به فردی نشانه های افسردگی و اضطراب راپیش بینی می کند.(کیاروچی واندرسون 2002)در پژوهش دریافتند که هوش هیجانی مهم منحصربه فردی در درک بین استرس ها و سه مولفه سلامت روانی شامل افسردگی ناکامی وافکار خودکشی دارند.(کیاروچی 2001)درپژوهشی به این نسخه رسید برخی از مولفه های هوش هیجانی افراد رااز استرس محافظت می کند وبه سوی سازگاری بهتر سوق می دهد (کالافات وهمکاران 1997)درپژوهشی بدست آوردند که افرادی که در تنظیم عواطف مهارت دارند از حمایت اجتماعی بالایی برخوردارند وهمین حمایت اجتماعی شخص را از ابتلا به افسردگی واندیشه خودکشی حفظ میکند.

(اسکاسی وکارت رایت 2002)داوادا و هارت (2000)شوتی و همکاران 1998)نشان دادند که هوش هیجانی با سلامت عمومی رابطه مثبت دارد وحتی قادر به پیش بینیآن نیز هست (به نقل از زارعال 1385)یافته های پژوهشی آدستین سالکوفکی 2005نشان می دهدکه هوش هیجانی با میزان رضایت از زندگی وشبکه روابط اجتماعی وکیفیت آن رابطه مثبت دارد.هوش هیجانی با پریشان روان شناختی وافسردگی رابطه منفی دارد.اسکالسکی وکارت رایت 2002داوداوهارت 2000 شوتی وهمکاران 1998 نقل از آدتین وهمکاران 2005.

پژوهشهای داخل کشور

نتایج پژوهشی انجام شده توسط باقر (1381)مشخص نمود که میان باورهای غیرمنطقی وسلامت روانی معلمان رابطه رابطه معنی  داری وجود ندارد.همچنین مشخص شدکه به باورهای غیرمنطقی نگرانی زیاد توام با اضطراب بی مسئولیتی عاطفی و واکنش بارد ماندگی به ناکامی در پیش بینی و ارزیابی متغییرسلامت روان نقش دارند.

پژوهش رحمانی (1380)در پی پاسخ گویی به این سوال بوده است که سهم پیش بینی کنندگان عوامل انگیزش وراهبردهای شناختی بر پیشرفت تحصیلی در دروس تاریخ وریاضی در بینایان چگونه است نتیجه تحقیق نشان داد که استراتژیهای شناختی قدرت پیش بینی کنندگان مثبت و معنی دار از پیشرفت تحصیلی در دروس ریاضی در در دانش آموزان بینا را دارند. عوامل انگیزش و راهبردهای شناختی قدرت پیش بینی کنندگان معنادار بر پیشرفت تحصیلی درس تاریخ در دانش آموزان نابینا داشتند که عوامل انگیزش عامل اضطراب امتحان و از عوامل شناختی و راهبردهای خود تنظیمی قدرت پیش بینی گنندگان برپیشرفت پیشرفت تحصیلی در تاریخ در دانش آموزان نابینا داشته اند. امینی و نحظور (1383) در پژوهشی بر روی 50 دانشجوی دختر بدست آورد که بین روانی و هوش هیجانی رابطه معنی دار وجود دارد همچنین نتایج نشان داد که مجموع خرده مقیاسهای هیجان خواهی مقیاس بار-ان 67 درصد تغیرات سلامت روانی را تبیین می کند.

فصل سوم:

تحقیق:

روش تحقیق پژوهش حاضر از انواع همبستگی است. پژوهشگر در این پژوهش بدنبال کشف رابطه هریک از متغیرهای هوش هیجانی در این پژوهش به عنوان متغیر پیش بینی و بهداشت روانی و پیشرفت تحصیلی به عنوان متغیرهای ملاک می باشد.

جامعه- نمونه و روش نمونه گیری:

جامعه آماری در این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سراب در سال تحصیلی 89-88 تشکیل می دهند. نمونه این تحقیق 30 نفر دانشجوی دختر تشکیل می دهند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده از میان دانشجویان انتخاب شدند.

ابزار پژوهشی و روش گردآوری داده ها

پرسشنامه سلامت روانی گلد برگ و هیلر

این پرسشنامه 28 ماده دارد که توسط گلد برگ و هیلر(1979)با روش تحلیل عاملی ساخته دشده است و دارای چهار مقیاس می باشد. علائم جسمانی- اضطراب – افسردگیو اختلال در کنش اجتماعی را می سنجد و هر مقیاس هفت سوال دارد

مطالعات انجام شده حاکی از اعتبار و پایانی بالای این پرسشنامه می باشد نتایج فرا تحلیل 43 پژوهش که توسط ویلیامز- ماری(گله برگ1988) انجام شد میانگین حساسیت 84% و متوسط ویژگی 82% بدست آمد. همچنین نتایج بررسی مقدماتی در گیلان توسط یعقوبی- نصرو شاه محمدی (1374)نشان داد که حساسیت این آزمون در بهترین نمره برش 23 برابر با 5/86 % و ویژگی آن برابر با 82% می باشد. ضریب پایائی و بازآزمایی و آلفای کرونباخ در این مطالعه برابر با88% بدست آمد. از جمله ابزارهای مورد استفاده در بررسی سلامت روانی افراد جامعه و مطالعهت ایپدمیلوژی اختلالات روانی –پرسشنامه و سلامت روانی می باشد که توسط گلد برگ در سال 1972 ابداع شده و هدف از طراحی آن کشف و شناسایی اختلالات روانی در جامعه –مراکز درمانی و موقعیت های مختلف بوده است ملزم اصلی و اولیه این پرسشنامه مشتمل بر 60 سوال بوده که بررسی سلامت روان فرد در ماه اخیر می پردازد و شامل نشانه های از افکار و احساسات نابهنجار و رفتارهای اجتماعی قابل مشاهده است این پرسشنامه بطور مکرر مورد تجدید نظرقرارگرفته وبصورت فرمهای 12و28و30و60سوالی دردسترس می باشد در این پژوهش از فرم 28سوالی پرسشنامه سلامت (1981و28)که سوالات آن دربرگیرنده 4خرده مقیاس میباشد و هریک ازآنهادارای 7سوال هستند استفاده شده است سوالات هرخرده مقیاس به ترتیب پشت سرهم آمده به گونه ای که ازسوال1تا7مربوط به مقیاس علائم جسمانی ازسوال 8الی 14 مربوط به مقیاس اضطراب ازسوال 15الی21مربوط به مقیاس اختلال درعملکرد اجتماعی وازسوال22الی28مربوط به مقیاس افسردگی می باشد.

دو روش نمره گذاری برای پرسشنامه ها وجود دارد یکی از روشها سنتی است که در گزینه ها بصورت (0-0-1-1)نمره داده میشودوحداقل نمره صفر وحداکثرنمره درپرسشنامه برابر 28خواهدبودنقطه برش این آزمون براساس روش نمره گذاری سنتی نمره 6میباشد(نوربالاوهمکاران 1381)روش (نوربالا وهمکاران 1381)روش دیگر نمره گذاری لیکرت می باشد که گزینه ها بصورت (3-2-1-0) نمره داده میشوند و حداقل نمره صفر و حداکثر نمره آزمودنی در این روش 84 خواهد بود. نقطه برش ای آزمون براساس نمره گذاری لیکرت و نمره 23 می باشد (یعقوبی و همکاران 1374) در این پرسشنامه آزمودنی باید با توجه به وضعیت خود از یک ماه گذشته تا زمان حال به تکمیل پرسشنامه بپردازد. نمرات بالا در این مقیاس به عدم وجود سلامت روانی کافی یا احتمال روانی اشاره می کند و هر قدر نمره پائین تر باشد به وجود سلامت روانی اشاره می کند. ضریب پایای این پرسشنامه در تحقیق کلانتر و احمدی (1357) در هر یک از خرده مقیاسها با روشهای آۀفایی کرونباخ و تنصیف عبارتنداز: 92% - 88% - 91% -83% -75% - 69% - 88% - 89%- (1%>پ) همچنین اعتبار این پرسشنامه 67% الی 76%  و پایای تنصیف 83% و پایائی باز آزمایی 85% گزارش شده است. آلفا برای کل نمونه 89% است که حد مطلوبی است همچنین ضریب پایائی این پرسشنامه    در هر یک از خرده مقیاسها با روش آۀفای کرونباخ به ترتیب عبارتنداز: 75% - 73% - 80% - 85% می باشد.

آزمون هوشی هیجانی بار-ان

این آزمون دارای 177 سوال و 15 مقیاس می باشد که توسط بار-ان برروی 3831 نفر از کشور (آرژانتین- آلمان- هند- نیجریه- آفریقای جنوبی ) که 8/48 درصد آنان مرد و 2/51 درصد آنان زن بودند. اجرا شده و به طور سیستماتیک در آمریکای شمالی هنجاریابی گردید. نتایج حاصل از هنجاریابی نشان داد که آزمون از حد مناسبی از اعتبار و پایایی برخوردار است. پاسخهای آزمون نیز بر روی یک مقیاس 5 درجه ای در طیف لیکرت (کاملا موافقم نمره 5 – موافقم نمره 4- تاحدودی نمره 3- و کاملا مخالفم 2- مخالفم 1) تنظیم شده است

مقیاسهای آزمون عبارتنداز:

1-خود آگاهی هیجانی 2- خود ابرازی 3- عزت نفس 4 –استقلال 5- خودشکوفایی 6- همدلی 7- مسولیت پذیری اجتماعی 8- روابط بین فردی 9- واقع گرایی 10- انعطاف پذیری 11- تحمل فشار روانی 12- کنترل تکانشی 13- خوش بینی 14- شادکامی 15 خوشبختی

پایای آزمون از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای دانشجویان پسر 74% و برای دانشجویان دختر 68% و برای کل افراد 93% محاسبه گردید. پایایی آزمون در روش دو نیمه برای دانشجویان پسر 69% وبرای دانشجویان دختر 57% و برای کل افراد 78% محاسبه گردید. ضریب پایای آزمون از طریق محاسبه آۀفای کرونباخ برای کل آزمون 935% گزارش گردید.

پایای آزمون به روش اجرای فرم موازی یا همتا همزمان با اجرای آزمون هوش هیجانی مصاحبه یافته در رابطه با میزان و تنوع هیجانات- عواطف ویژگی فردی و احساسی از گروه مطالعه به عمل آمده سعی شد سوالات مصاحبه طوری طراحی شود که در ضمیمه هوش غیر شناختی افراد(بعد عاطفی – اجتماعی و شخصیتی آنها) اطلاع مناسب بدست آید.

 

پایایی آزمون به روش زوج و فرد:

مطابق با اصین روش پایایی آزمون 88% گزارش گردید که در سطح( 0001>پ) معنادار است.

عملکرد تحصیلی:

برای این متغیر از میانگین معدل ترمهای استفاده شده است.

روش اجرا:

 مراحل اولیه پژوهشی سال از اواخر خرداد ماه 1390  آغاز شد و با مطالعه منابع و پیشینه های موجود در حیطه هوش هیجانی و سلامت روانی و عملکرد تحصیلی نخستین گام در انجام این پژوهش برداشته شد . روند کار به این صورت بود که پس از مشخص کردن گروه آموزش دانشگاه آزاد اسلامی واحد سراب و نمونه گیری تصادفی از دانشجویان و با پرسشنامه بین دانشجویان از آنها تقاضا شد تا سوالات پرسشنامه را به دقت خوانده و با صداقت گزینه ای را انتخاب کنند که بیشترین شباهت و انطباق ما با الگوی رفتاری انان دارد افزون بر آن  گفتند که می توانند نام و نام خانوادگی  را ذکر نکنند و تا حد امکان سوالی را بدون پاسخ نگذارند بعد از پرسشنامه ها جمع آوری و کد گذاری شدند. 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 توسط سمیه هادی |
فصل چهارم:

تجزیه و تحلیل 

 

جدول شماره 1-1 توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب وضعیت تاهل

درصد تجمعی

درصد پاسخهای متعبر

درصد فراوانی

فراوانی

درصد تجمعی

7/46

100

 

 

7/46

3/53

100

7/46

3/53

100

14

16

30

مجرد

متاهل

جمع کل

 

 

با توجه به جدول بالا 14 نفر از دانشجویان مجرد هستند که 7/46 درصد از کل دانشجویان را تشکیل می دهند و 16 نفر از پاسخگویان نیز متاهل هستند که 3/53 در صد از پاسخگویان را تشکیل می دهند .

 

 

 

 

جدول شماره 2-1 توزیع پاسخگویان بر حسب وضعیت رشته تحصیلی

درصد تجمعی

درصد پاسخ های معتبر

در صد فراوانی

فراوانی

درصد تجمعی

3/23

3/73

100

3/23

50

7/26

100

 

3/23

50

7/26

100

7

15

8

30

روانشناسی

علوم تربیتی

زبان انگلیسی

جمع کل

 

 

 

با توجه به جدول بالا 7 نفر از دانشجویان با 3/23 درصد در رشته روانشناسی تحصیل می کنند 15 نفر از دانشجویان با 50 درصد در رشته علوم تربیتی و 8 نفر بقیه با 7/26 درصد در رشته زبان انگلیسی تحصیلی می کنند.

 

 

 

جدول شماره 3-1 توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب نوع سکونت

 

درصدتجمعی

درصدپاسخهای معتبر

درصدفراوانی

فراوانی

 

نوع سکونت

56.7

100

56.7

43.3

100

56.7

43.3

100

17

13

30

بومی

غیربومی

جمع کل

 

باتوجه به جدول بالا17نفرازدانشجویان مشغول به تحصیل دردانشگاه افرادبومی بوده اند که 56.7درصد پاسخگویان را تشکیل می دهند وبقیه باتعداد13نفروبا43.3درصد غیربومی بوده اند.

 

 

 

 

جدول شماره 4-1توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت درسی

درصدتجمعی

درصدپاسخهای معتبر

 

درصدفراوانی

فراوانی

وضعیت درسی

20

100

20

80

100

          20

80

100

 

6

24

30

مشروط

غیرمشروط

جمع کل

 

باتوجه به جدول بالا6نفرازدانشجویان درطول تحصیل مشروط شده اند که 20درصدپاسخگویان را تشکیل می دهند و24نفرازآنها نیز هرگزمشروط نشده اند که 80درصد بقیه را تشکیل می دهند.

 

 

 

 

جدول شماره 5-1توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب وضعیت مالی

درصد تجمعی

درصدپاسخهای معتبر

درصدفراوانی

فراوانی

وضعیت مالی

10

23.3

100

10

13.3

76.7

100

10

13.3

76.7

100

3

4

23

30

ضعیف

متوسط

خوب

جمع کل

 

باتوجه به جدول بالا 3نفرازدانشجویان با10درصد فراوانی وضعیت مالی خودرا ضعیف بیان کرده اند 4نفرازدانشجویان با 13.3درصد فراوانی وضعیت مالی را متوسط بیان کرده اندوبقیه باتعداد 23نفر وبا 76.6درصد وضعیت مالی خود را خوب بیان کرده اند.

 

 

 

 

 

جدول شماره 1-2آمارهای توصیفی حل مساله

 

تعداد

پاسخ معتبر گمشده

میانگین

انحراف از میانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغییرات

حداقل

حداکثر

مجموع

30

0

0.62304

62.034

22.000

22.000

3.397

11.545

12.00

15.00

27.00

654.00

 

 

جدول شماره 2-2 آمارهای توصیفی مربوط به استقلال

تعداد

پاسخ معتبرگمشده

میانگین

انحراف ازمیانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

 

30

0

19.333

0.74638

20.000

20.00

4.08811

16.713

18.00

12.00

30.00

580.00

 

 

 

جدول شماره 3-2آمارهای توصیفی مربوط به انعطاف پذیری

تعداد

پاسخ معتبرگمشده

میانگین

انحراف ازمیانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

30

0

18.2333

0.93426

17.500

11.00

5.1171

26.185

19.00

10.00

29.00

547.00

 

 

 

جدول شماره 9-1آمارهای توصیفی مربوط به خودآگاهی

تعداد

پاسخ معتبرگمشده

میانگین

انحراف ازمیانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغییرات

حداقل

حداکثر

مجموع

30

0

21.2000

0.62588

21.000

18.00

3.42808

11.752

13.00

14.000

27.00

636.00

 

 

 

جدول شماره 10-1آمارهای توصیفی مربوط به خودابرازی

تعداد

پاسخ معتبرگمشده

میانگین

انحراف ازمیانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغییرات

حداقل

حداکثر

مجموع

 

30

0

17.700

0.77630

17.500

19

4.25198

18.079

17.00

12.00

29.00

531.00

 

 

 

جدول شماره 11-1 آمارهای توصیفی مربوط به خودشکوفایی

تعداد

پاسخ معتبرگمشده

میانگین

انحراف ازمیانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغییرات

حداقل

حداکثر

مجموع

3

 

20.8667

0.67591

21.000

19.00

3.70213

13.706

14.00

13.00

27.00

626.00

 

 

 

 

جدول شماره 12-1آمارهای توصیفی مربوط به خوشبختی

تعداد

پاسخ معتبر گمشده

میانگین انحراف از میانگین

میانه

مد

انحراف از معیار

واریانس

دامنه تغییرات

حداقل

حداکثر

مجموع

30

0

21.700

0.71140

22.000

22.00

3.89651

15.183

18.00

11.00

29.00

651.00

 

 

 

جدول شماره 13-1 آمارهای  توصیفی مربوط به خوشبختی

تعداد

پاسخ معتبر گمشده

میانگین

انحراف میانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

 

30

0

21.000

0.72302

22.000

22.00

3.96015

15.683

18.00

11.00

29.00

636.00

 

 

 

 

جدول شماره 13-2 آمارهای توصیفی مربوط به روابط بین فردی

تعداد

پاسخ معتبر گمشده

میانگین

انحراف از میانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

 

30

0

22.733

0.64671

23.000

24.00

3.54219

12.547

15.00

14.00

29.00

682.00

 

 

 

 

جدول شماره 15-1 آمارهای توصیفی مربوط به عزت نفس

تعداد

پاسخ معتبر گمشده

میانگین

انحراف از میانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

30

0

20.300

0.71302

19.5000

18.00

3.90535

15.252

13.00

14.00

27.00

609.00

 

 

 

 

جدول شماره 16-1 آمارهای توصیفی مربوط به تحمل فشار

تعداد

پاسخ معتبر گمشده

میانگین

انحراف از میانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

30

0

16.36

0.7119

17.000

17.00

3.8994

15.206

15.00

9.00

24.00

491.00

 

 

 

جدول شماره 17-4 آمارهای توصیفی مربوط به مسولیت پذیری

تعداد

پاسخ معتبر بدون جواب

میانگین

انحراف از میانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

 

30

0

24.9667

0.65299

26.0000

26.00

3.5765

12.792

15.00

15.00

30.00

749.00

 

 

 

جدول شماره 18-1 آمارهای توصیفی مربوط به همدلی

تعداد

پاسخ معتبر بدون جواب

میانگین

انحراف از میانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

 

30

0

23.500

0.54825

24.00

23.00

3.00287

9.017

12.00

16.00

28.00

705.00

 

 

 

جدول شماره 19-1 آمارهای توصیفی مربوط به واقع گرایی

تعداد

پاسخ معتبر بدون جواب

میانگین

انحراف از میانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

30

0

18.5667

0.82027

19.000

19.00

4.49278

20.185

19.00

11.00

30.00

557.00

 

 

 

 

جدول شماره 20-1 آمارهای توصیفی مربوط به کنترل تکانه

تعداد

پاسخ معتبر بدون جواب

میانگین

انحراف از میانگین

میانه

مد

انحراف معیار

واریانس

دامنه تغیرات

حداقل

حداکثر

مجموع

 

30

0

15.833

0.95060

15.5000

20.00

5.20665

27.109

19.00

6.00

25.00

475.00

 

 

 

فرضیه شماره 1- بین هوش هیجانی و سلامت روانی رابطه معناداری وجود دارد.

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

سلامت روانی

هوش هیجانی     همبستگی پیرسون      پیرسون                  همبستگی

سطح معنادار

تعدادنمونه

 

 

سلامت روانی     همبستگی پیرسون

سطح معنا دار

تعدادنمونه

1

 

30

 

 

 

0.228

0.226

30

0.228

0.226

30

 

 

 

1

 

 

30

 

برای این فرضیه ازضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان میدهد که مقدار(سیگنی فکن) برابر 0.226میباشد چون این مقدار بزرگتر است از مقدار آلفا درسطح معناداری 0.05است پس فرضیه تحقیق رد میشود ورابطه ای بین هوش هیجانی وسلامت روانی وجود ندارد

 

فرضیه شماره 2-بین هوش هیجانی وعملکرد تحصیلی رابطه معنا داروجود دارد

آزمون پیرسون

معدل

هوش هیجانی

معدل             همبستگی پیرسون

                               سطح معنادار

تعدادنمونه

 

 

همبستگی پیرسون

هوش هیجانی           سطح معنا دار

تعدادنمونه

1

 

30

 

 

0.019

0.920

30

0.019

0.920

30

 

 

1

 

30

 

 

 

برای آزمون فرضیه بالا از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول بالا نشان می دهد که مقدار(سیگنی فکن) برابر 0.92میباشد چون این مقدار بیشتر است ازمقدار آلفا درسطح معناداری 0.05است پس فرضیه تحقیق با 0.95اطمینان رد می شود ورابطه ای بین هوش هیجانی وعملکرد تحصیلی وجود ندارد.

 

 

 

فرضیه شماره 3-بین هوش هیجانی وحل مساله رابطه معناداری وجود دارد

آزمون پیرسون

حل مساله

هوش هیجانی

حل مساله      همبستگی پیرسون

 

سطح معنادار

تعدادنمونه

 

 

هوش هیجانی     همبستگی پیرسون

سطح معنا دار

تعدادنمونه

1

 

 

30

 

 

0.575

0.001

30

 

0.575

0.001

30

 

 

 

1

 

30

 

برای آزمون این فرضیه ازضریب همبستگی پیرسون استفاده است جدول فوق نشانمی دهد که مقدار (سیگنی فکن) برابر0.001می باشد چون این مقدار کمتراست ازمقدارآلفا درسطح معناداری 0.05است پس فرضیه تحقیق تاییدمیشود وبین هوش هیجانی وحل مساله رابطه معناداری وجود دارد.

 

 

 

 

فرضیه شماره 4-بین هوش هیجانی وروابط بین فردی رابطه معناداری وجود دارد

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

رابطه بین فردی

هوش هیجانی               همبستگی پیرسون

 

سطح معنادار

تعدادنمونه

 

رابطه بین فردی  همبستگی پیرسون

سطح معناداری

تعدادنمونه

1

 

 

30

 

0.250

0.183

30

0.575

0.001

30

 

 

1

 

30

 

برای آزمون این فرضیه ازضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان میدهد که مقدار (سیگنی فکن) برابر 0.250میباشد چون این مقدار بزرگتراست ازمقدارآلفا درسطح معناداری 0.05است پس فرضیه تحقیق ردمی شود ورابطه ای بین هوش هیجانی وروابط بین فردی وجود ندارد.

 

 

 

 

فرضیه شماره 5-بین هوش هیجانی واستقلال فرد رابطه معناداری وجوددارد

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

استقلال

   هوش هیجانی       پیرسون          همبستگی

 

سطح معنادار

تعدادنمونه

 

همبستگی پیرسون

                               استقلال    

سطح معنا دار

 

تعدادنمونه

1

 

 

30

 

 

0.393

 

0.032

 

30

0.393

.032

30

 

 

1

 

 

30

 

فرضیه شماره 6-بین هوش هیجانی وانعطاف پذیری رابطه معناداری وجود دارد

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

انعطاف پذیری

هوش هیجانی               همبستگی پیرسون

 

سطح معنادار

تعدادنمونه

 

 

همبستگی پیرسون

سطح معنا دار

انعطاف پذیری               تعدادنمونه

 

 

1

 

 

30

 

 

0.554

0.002

30

0.554

 

0.002

30

 

 

1

 

30

 

برای آزمون این فرضیه ازضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهدکه مقدار (سیگنی فکن)برابر 0.002می باشدچون این مقدارکمترازمقدارآلفادرسطح معناداری 0.05است پس فرضیه تحقیق تاییدمی شودوبین هوش هیجانی و انعطاف پذیری رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه شماره 7-بین هوش هیجانی وتحمل فشاررابطه معناداری وجود دارد

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

تحمل فشار

هوش هیجانی                                                     همبستگی پیرسون

 

سطح معنادار

تعدادنمونه

 

تحمل فشار

همبستگی پیرسون

سطح معنا دار

تعدادنمونه

1

 

 

30

 

 

0.438

0.16

30

0.438

0.016

30

 

 

 

1

 

30

 

برای آزمون این فرضیه ازضریب همبستگی پیرسون  استفاده شده است جدول فوق نشان می دهد که مقدار(سگنی فکن )برابر 0.016می باشد چون این مقدار کمتر است از مقدارآلفا در سطح معناداری 0.05است پس فرضیه تحقیق تاییدمیشود وبین هوش هیجانی وتحمل فشار رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه شماره 8-بین هوش هیجانی و خود شکوفایی رابطه معنادار وجود دارد

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

خودشکوفایی

هوش هیجانی     همبستگی پیرسون

سطح معناداری

تعدادنمونه

                  

 

 

همبستگی پیرسون

سطح معنا داری

تعدادنمونه

خودشکوفایی

 

1

 

 

30

 

 

0.409

                   0.025

30

 

0.409

0.025

30

 

 

1

 

 

30

 

 

 

برای آزمون این فرضیه ازضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهد که مقدار برابر 0.025 می باشد چون این مقدار کمتر است ازمقدار آلفا درسطح معناداری 0.05است پس فرضیه تحقیق تایید میشود وبین هوش هیجانی وخودشکوفایی رابطه معنارداری وجود دارد.

 

 

 

 

فرضیه شماره 9-بین هوش هیجانی و خودابرازی رابطه معنادار وجود دارد.

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

خودابزاری

هوش هیجانی               همبستگی پیرسون

سطح معناداری

تعدادنمونه

                  

 

 

همبستگی پیرسون

سطح معنا داری

تعدادنمونه

 

خودابرازی

1

 

 

30

 

 

0.580

                   0.001

30

 

0.580

0.001

30

 

 

1

 

 

30

 

 

برای آزمون این فرضیه ازضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهدکه مقدار(سگنی فکن )برابر 0.001 میباشد چون این مقدارکمتراست ازمقدار آلفا درسطح معناداری 0.05است پس فرضیه تحقیق تایید میشودوبین هوش هیجانی وخودابرازی رابطه معناداری وجوددارد.

 

 

 

 

فرضیه شماره 10-بین هوش هیجانی وخودآگاهی رابطه معناداروجوددارد.

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

خودآگاهی

هوش هیجانی    همبستگی پیرسون

سطح معناداری

تعدادنمونه

                  

همبستگی پیرسون

سطح معنا داری

تعدادنمونه

 

خوداگاهی

1

 

 

30

0.610

0.00

30

0.610

0.000

30

 

1

 

30

 

 

 

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهد که مقدار(سگنی فکن) برابر0.000 می باشد چون این مقدار کمتر است از مقدار(آلفا) در سطح معناداری 0.05 است پس فرضیه تحقیق تائید می شود و بین هوش هیجانی و خودآگاهی رابطه معناداری وجود دارد.

 

 

 

 

فرضیه شماره 11- بین هوش هیجانی و خوش بینی رابطه معنادار وجود دارد.

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

خوش بینی

هوش هیجانی               همبستگی پیرسون

سطح معناداری

تعدادنمونه

                  

همبستگی پیرسون

سطح معنا داری

تعدادنمونه

 

خوش بینی

1

 

 

30

0.580

0.001

                   30

 

0.580

0.001

30

 

1

 

30

 

 

 

 

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهد که مقدار(     )برابر0.001 می باشد چون این مقدار کمتر است از مقدار(آلفا) در سطح معناداری 0.05 است پس فرضیه تحقیق تائید می شود و بین هوش هیجانی و خوش بینی رابطه معناداری وجود دارد

 

 

 

فرضیه شماره 13- بین هوش هیجانی و عزت نفس رابطه معناداری وجود دارد.

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

عزت نفس

هیجانی هوش               همبستگی پیرسون

 

سطح معنادار

تعدادنمونه

 

عزت نفس                     همبستگی پیرسون

 

سطح معنا دار

تعدادنمونه

1

 

 

30

 

0.96

 

0.614

30

 

0.096

 

0.614

30

 

 

1

 

30

 

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهد که مقدار (سیگن فکن ) برابر 0.614 می باشد چون این مقدار بزرگتر است از مقدار(آلفا) در سطح معناداری 0.05 است پس فرضیه تحقیق رد می شود و رابطه ای بین هوش هیجانی و عزت نفس وجود ندارد.

 

 

 

 

فرضیه شماره 14- بین هوش هیجانی و مسئولیت پذیری رابطه معناداری وجود دارد.

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

مسئولیت پذیری

هوش هیجانی               همبستگی پیرسون

سطح معناداری

تعدادنمونه

                  

همبستگی پیرسون

سطح معنا داری

تعدادنمونه

 

مسئولیت پذیری

1

 

 

30

0.178

0.347

30

0.178

0.347

30

 

1

 

30

 

 

 

 

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهد که مقدار( سیگنی فکن ) برابر 0.347 می باشد چون این مقدار (آلفا) در سطح معناداری 0.05 است پس فرضیه تحقیق رد می شود و رابطه ای بین هوش هیجانی و مسئولیت پذیری وجود ندارد.

 

 

 

فرضیه شماره 15-بین هوش هیجانی وهمدلی رابطه معناداری وجود دارد.

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

همدلی

هوش هیجانی               همبستگی پیرسون

سطح معناداری

تعدادنمونه

                  

همبستگی پیرسون

سطح معنا داری

تعدادنمونه

 

همدلی

1

 

 

30

0.159-

0.401

30

0.159-

0.401

30

 

1

 

30

 

 

 

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهد که مقدار(سگنی فکن  ) برابر 0.401 می باشد چون این مقدار بزگتر است از مقدار (آلفا) در سطح معنا داری 0.05 است پس فرضیه تحقیق رد می شود و رابطه ای بین هوش هیجانی و همدلی وجود ندارد.

 

 

فرضیه شماره 16-بین هوش هیجانی و واقع گرایی رابطه معناداری وجود دارد.

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

واقع گرایی

هوش هیجانی                            

سطح معناداری

تعدادنمونه

                  

همبستگی پیرسون

واقع گرایی            سطح معنا داری

 

 

تعدادنمونه

1

 

 

30

0.511

0.004

 

 

30

 

0.511

0.004

 

30

1

 

 

 

30

 

 

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهد که مقدار(سگنی فکن ) برابر0.004 می باشد چون این مقدار کمتر است از مقدار(آلفا) در سطح معناداری0.05 است پس فرضیه تحقیق تائید می شود و بین هوش هیجانی و واقع گرایی رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه شماره 17-بین هوش هیجانی وکنترل تکانه رابطه معناداری وجود دارد

آزمون پیرسون

هوش هیجانی

کنترل تکانه

هوش هیجانی               همبستگی پیرسون

سطح معناداری

تعدادنمونه

                  

همبستگی پیرسون

سطح معنا داری

تعدادنمونه

 

کنترل تکانه

1

 

 

30

0.371

0.44

30

0.371

0.044

30

 

1

 

30

 

 

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است جدول فوق نشان می دهد که مقدار(   سیگنی فیکن  ) برابر0.004 است پس فرضیه تحقیق تائید می شود و بین هوش هیجانی و کنترل تکانه رابطه معنادار وجود دارد.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391 توسط سمیه هادی |
 

فصل پنچم:

 بحث و نتیجه گیری

سلامت روانی دانشجویان و پیشرفت تحصیلی از جمله متغیرهای بنیادی حساب می آیند که روان شناسان عوامل متعدی را در آن دخیل داشته اند هوش هیجانی که در سازگاری افراد با محیط و شناخت و مدیریت احساسات نقش مهمی دارد از جمله متغیرهای بوجود می آید که اهمیت آن در علوم رفتاری مورد بررسی و تاکید بوده است درک صحیح از روابط متغیر با هم در محیط دانشگاهی با اهمیت است در این فصل نتایج بصورت زیر مورد بحث قرار می گیرد . همانطور که در قصل چهارم مشاهده شد نتایج نشان داد که مولف های خوش بینی مهارت های اجتماعی هوش هیجانی با سلامت روان رابطه معناداری دارند و بین هوش هیجانی و برخی از مولفه های اجتماعی هوش هیجانی با سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارند و بین هوش هیجانی برخی از مولفه های آن با شکایت جسمانی و اضطراب اختلال در کارکردهای اجتماعی و افسردگی رابطه معنی داری وجود دارد (0.5 >پ) این نتایج با یافته های پژوهشی (کالافتات و همکاران 1997 کیار و  چی و همکاران –اسلامی و کارت رایت -2002 داودا وهارت شوتر و همکاران 1998 نقل از آدتسین و همکاران 2005 و جین سینها 2005 همسویی دارد.)

یافته های پژوهشی مختلف حاکی از این است کا افزایش هوش هیجانی به ارتفاع سلامت روان منجرمی شود . تلاش برای آموزش مهارت های مرتبط با هوش هیجانی به ارتقائ سلامت روان و افزایش عملکرد تحصیلی کمک می کند.

همانطور که در فصل چهارم نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و معدل تحصیلی رابطه منفی معناداری وجود دارد و بین مولفه های آن با معدل تحصیلی ارتباط مثبت معنی داری بدست آمده است. این نتایج با یافته های پارکر و همکاران(2004) سامر فلر – هوگان و ماجیکی پتریدس – فرد ریکسون و فور نهام (2004) ناهمخوان است اما با نتایج مطالعات نیوسام- دی و کاتانو(2004) )200) همسویی دارد . در این تحقیق نتایج به این صورت بدست می آد که بین سلامت روانی و معدل تحصیلی ارتباط منفی معنی داری وجود دارد همچنین وجود هر یک متغیرهای علائم جسمانی – اضطراب کارکرد اجتماعی مختل و افسردگی با معدل تحصیلی ارتباط معنی داری ندارد همچنین نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات هوش هیجانی و مولفه های آن در دانشجویی مشروط و همچنین غیر مشروط  تفاوت مشروط تفاوت های معنی دار بدست نیامده معنی دار وجود ندارد و همچنین از نظر سلامت روانی در بین دانشجویان مشروط و غیر مشروط تفاوتهای معنی دار بدست نیامده

نتایج پژوهشها(برای مثال بلاک- 1995 ترینداد و جانسون- 1999 گلن 1995 بویا تزیر 2000 سوبرگ 2001 و کاچوب2002 ) نشان می دهد که هوش هیجانی می تواند به اندازه هوشبهره و گاهی بیشتر از آن موفقیتهای آتی را پیش بینی می کند که این نتایج یافته های ما مبنی بر وجود نداشتن رابطه بین هوشبهر و پیشرفت تحصیلی هیجانی همسویی ندارد.

کیار و پی همکاران (2002) در پژوهش دریافتند که هوش هیجانی مهم منحصر به فردی در درک ارتباط بین استرس و مولفه های بهداشت روانی دارد. به عبارت دیگر برخی از مولفه های هوش هیجانی افراد را از استرس محافظت می کند و بسوی سازگاری بهتر سوق می دهد. به طور کلی بنظر می رسد که هوش هیجانی نقش موثری در سلامت روان دارد. در واقع هوش هیجانی از طریق سبکهای حل سازنده ای مسئله سازنده بر سلامت روان افراد تاثیر می گذارد . افراد دارای هوش هیجانی بالا به خود متکی ترند. نگرش مثبت تری دارند و تمایل بیشتری برای رویا روی با مشکلات دارند این فرد در موقعیت های تهدید زا کمتر احساس تنهایی کرده و برای حل مشکلات از مقابله فردی- اجتماعی بیشترین سود را می برند.

هوش هیجانی بالا به فرد این توانایی را می دهد که کنترل موقعیت تهدید زا را بر عهده داشته باشد و از دخالت عوامل نامطلوب درونی و بیرونی همچون یاس و نومیدی – خستگی – عوامل هیجانی منفی فشار روانی اطرافیان و سایر و سایر عوامل محیطی جلوگیری کند در مجموع این یافته ها حاکی از این است که هوش هیجانی از مولفه های اساسی در پیشگیری و بهداشت روانی دانشجویان می باشد. طبق نتایج بدست آمده هوش هیجانی تاثیر بیشتری بر سلامت روانی دانشجویان دارد این امر می تواند مورد توجه برنامه ریزان دانشگاهی قرار گیرد که در کنار مطالب تخصصی هر رشته دروسی را برای آگاهی بیشتر در جهت ارتقائ سلامت روانی در نظر بگیرند . همچنین آموزش مهارت های جهت ارتقائ هوش هیجانی یکی از راههای پیشگیری ناراحتی های روحی روانی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان آموزشهای هوش هیجانی زمینه سلامت روان دانشجویان را فراهم سازند.

محدودیت ها

-در این پژوهش فقط نقش متغیرهای سلامت روان و هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی مورد بررسی قرار گرفته است.

-از دیگر محدودیت ها استفاده نکردن از متغیرهای مرتبط دیگر می باشد.

-جا نیافتن فرهنگ برخی افراد به سوالات احمالا درست جواب نمی دادند.

برخی از افراد بدون دقت و حوصله به پرسشنامه پاسخ می دادند که در نهایت نتایج پژوهش را از حالت واقعی منحرف می سازد.

پیشنهادات :

-پیشنهاد می شود در تحقیقات آتی از متغیرهای دیگر مرتبط با متغیرهای مورد مطالعه بررسی شود.

-پیشنهاد می شود در تحقیقات دیگر از تکنیک های مانند مصاحبه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شود.

پیشنهاد می شود در کارگا های آموزشی جهت ارتقائ هوش هیجانی و راهبردهای شناختی برای دانشجویان در نظر گرفته شود.

 

جهت اثبات رسیدن نتایج این پژوهش لازم است تحقیقات مشابهی انجام گیرد پایه  یافته های موجود می تواند این پیشنهاد را مطرح کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

-اسدالله پور ،امین،زارعان، مصطفی، دکتر بخشی پور، عباس(1384)

بررسی رابطه هوش هیجانی با شخصیت و پیشرفت تحصیلی ،سومین سمینار برای بهداشت روانی دانشجویان

-امینی ها ، آزاده ، بجفلوی، (1383) بهبود سلامت روانی دانشجویان از طریق آموزش هوش هیجانی،دومین سمینار بهداشت روانی دانشجویان، دانشگاه تربیت مدرس.

عروتی،لیلا و همکاران (1383) بررسی تغیرات هوش هیجانی براساس منبع کنترل، خودیابی و هیجان خواهی در دانشجویان،دومین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان.

اسدالله پور،امین، زارعان،مصطفی،دکتر بخشی پور،عباس(1385)

رابطه هوش هیجانی و سبکهای حل مسا له با ملامت عمومی ؛سومین سمینار بهداشت روانی دانشجویان. (1385)

-ذوقی پایدار،محمد رضا، عبدالله زاده، حسن، حیدری،طاهره(1385)

رابطه بین هوش هیجانی ،فراشناخت، سلامت روانی دانشجویان، دانشگاه علم صنعت ایران.

مجله پیام مشاوره شماره (19،18) فروردین و اردیبهشت (1383)

-پایان نامه؛ کیامرثی(1385) بررسی نقش هوش هیجانی و باورهای فرا شناختی بر اضطراب و افسردگی دانشجویان.

-کتاب هوش هیجانی ،مولفان تراویس بردابری-دکتر جین گریور، مترجم:مهدی گنجی (انتشارات ساوالان).

-کتاب هوش عاطفی در زندگی روزمره ،مولف:اصغر نوری ایجاد نزاده ای (انتشارات رشد).

کتاب ارتقائ سلامت روان ؛مولف: لیت تودور،مترجمان:دکتر مرتضی خواجوی و همکاران (انتشارات سازمان بهزیستی کشور)

-کتاب هوش هیجانی مولف:دانیل گلمن، مترجم نسرین پارسا(انتشارات رشد)

 

 

 

 

 

 

ضمائم :

1-بنظر من برای غلبه بر مشکلات باید گام به گام پیش رفت.

2-لذت بردن از زندگی برایم مشکل است.

3-شغلی را انتخاب می کنم که تا حد امکان من تصمیم گیرنده باشم .

4-می توانم بدون تنش زیاد،با مشکلات مقابله کنم.

5-می توانم برای معنی دادن به زندگی ،تا حد امکان تلاش کنم.

6-نسبت به هیجاناتم آگاه باشم.

7-سعی می کنم بدون خیال پردازی ،واقعیت امور را در نظر بگیرم.

8-به راحتی با دیگران دوست شوم.

9- معتقدم توانایی تسلط بر شرایط دشوار دارم.

10-بیشتر مواقع به خودم اطمینان دارم.

11- کنترل خشم برایم مشکل است.

12-شروع دوباره برایم سخت است.

13- کمک کردن به دیگران را دوست دارم.

14-به خوبی می توانم احساسات دیگران را درک کنم.

15-هنگامی که از دیگران خشمگین می شوم نمی توانم با آنها در این مورد صحبت کنم.

16-هنگام رویایی با یک موقعیت دشوار دوست دارم تا حد امکان در مورد آنا اطلاعات جمع آوری کنم.

17-خندیدن برایم سخت است .

18- هنگام کار کردن با دیگران بیشتر پیرو افکار آنها هستم تا فکر خودم.

19- نمی توانم بخوبی فشارها را تحمل کنم.

20- در چند سال گذشته کمتر کاری را به نتیجه رسانده ام

21-به سختی می توانم احساسات عمیقم را با دیگران در میان بگذارم.

 22- دیگران نمی فهمند که من چه فکری دارم.

23- به خوبی با دیگران همراهی می کنم.

24- به اغلب کارهای که انجام می دهم خوش بین هستم.

25- برای خود احترام قائل هستم.

26- عصبانی بودنم مشکل ایجاد می کند.

27- به سختی می توانم فکرم را در مورد مسائل تغیر دهم.

28-کمک به دیگران مرا کسل نمی کند، بخصوص اگر شایستگی آن را داشته باشند.

29-دوستانم می توانند مسائل خصوصی خودشان را با من در میان بگذارند.

30-می توانم مخالفتم را با دیگران ابراز نمایم.

31- هنگام مواجه با یک مشکل ،اولین کاری که انجام می دهم دست نگه داشتن و فکر کردن است.

32-فرد با نشاطی هستم.

33- ترجیح می دهم دیگران برایم تصمین بگیرند.

34- احساس می کنم کنترل اضطراب برایم مشکل است .

35-از کارهایی که انجام می دهم راضی نیستم.

36- به سختی می فهمم چه احساسی دارم.

37- تمایل دارم به چه در اطرافم می گذرد روبرو نشوم از برخورد با آنها طفره می روم.

38- روابط صمیمی با دوستانم برای هر دو طرفمان اهمیت دارد.

39- حتی در موقعیت های دشوار ، معمولا برای ادامه کار انگیزه دارم.

40-نمی توانم خودم را اینطور که هستم بپذیرم.

41- دیگران به من می گویند هنگام بحث آرامتر صحبت کنم.

42- به آسانی با شرایط جدید سازگار می شوم.

43- به کودک گمشده کمک می کنم حتی اگر آن موقع جای دیگری کار داشته باشم .

44- به اتفاقی که برای دیگران می افتد توجه دارم.

45- نه گفتن برایم مشکل است.

46- هنگام تلاش برای حل یک مشکل ، راه حلهای ممکن را در نظر می آورم سپس بهترین را انتخاب می کنم.

47- از زندگی ام راضیم.

48- تصمیم گیری برام مشکل است .

49- می دانم در شرایط دشوار ،چگونه آرامشم را درک کنم.

50- هیچ چیز در من علاقه ایجاد نمی کند.

51- از احساسی که دارم آگاهم.

52-در تصورات و خیال پردازیم غرق می شوم.

53-با دیگران رابطه خوبی دارم.

54- معمولا انتظار دارم مشکلاتم به خوبی حل شوند ،هرچند گاهی چنین نمی شود.

55- از اندام و ظاهر خود راضی هستم.

56-کم صبر هستم.

57-می توانم عادات قبلی ام را تغیر دهم.

58- اگر لازم باشد با زیر پا گذاشتن قانون از موقعیتی فرار کنم، این کار را انجام می دهم.

59- نسبت به احساسات دیگران حساس هستم.

60-می توانم به راحتی افکارم را به دیگران بگوییم.

61-هنگام حل شدن ،به سختی می توانم درمردانتخاب بهترین راه حل تصمیم گیری کنم.

62-اهل شوخی هستم.

63-درانجام کارها وامور مختلف به دیگران وابسته ام.

64-رویارویی با مسائل ناخوشایند برایم مشکل است .

65-حتی الامکان کارهایی رابه عهده می گیرم که برایم لذت بخش اند.

66-حتی هنگام آشفتگی از انچه درمن اتفاق می افتد آگاهم.

67-تمایل به مبالغه گویی دارم.

68-به نظردیگران من فردی اجتماعی هستم.

69-به توانایی ام درمقابله بادشوارترین مسائل اطمینان دارم.

70-ازشیوه نگرش وفکرم راضی هستم.

71-بدجوری خشمگین می شوم.

72-معمولا تغییرایجادکردن در زندگی برایم سخت است.

73-قادرهستم احترام به دیگران راحفظ کنم.

74-دیدن رنج دیگران برایم سخت است.

75-به نظردیگران من نمی توانم احساسات وافکارم رابروز دهم.

76-هنگام روبرو شدن باشرایط دشوار ،سعی می کنم درموردراه حل ممکن فکر کنم.

77-افسرده هستم.

78-فکرمی کنم به دیگران بیشتراحتیاج دارم تا دیگران به من.

79-مضطرب هستم.

80-درموردآنجه می خواهم در زندگی انجام دهم فکر مشخص وخوبی ندارم.

81-به سختی می توانم از اموربرداشت صحیحی داشته باشم.

82-به سختی می توانم احساساتم رابیان کنم.

83-بادوستانم رابطه صمیمی برقرارمی کنم.

84-قبل از شروع کارها جدید،معمولااحساس می کنم شکست خواهم خورد.

85-هنگام بررسی نقاط ضعف وقوتم ،بازهم احساس خوبی درموردخودم دارم.

86-هنگام عصبانیت زود از کوره درمی روم.

87-اگرمجبوربه ترک وطنم باشم سازگاری برایم دشوارخواهدبود.

88-به نظرمن پایبندی یک شهروند به قانون مهم است.

89-ازجریحه دارکردن احساسات دیگران خودداری می کنم.

90-مشکل می توانم از حق خودم دفاع کنم.

 

 

نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم آبان 1391 توسط سمیه هادی |


 
در كل داشتن چشمهاي درخشان و پر حركت دليل وجود هوش است.

چشمان درشت و زيبا:

نشان دهنده صفا، صميميت، هنرمند و عاطفي، منصف و غيرتمند، تمايل به اغراقگويي، داراي ذهني روشن و متعالي، در دوستي خونگرم، مديران موفقي هستند.

چشمان بهم نزديك و كم فاصله:

حسودي و كوتاه نظري، احساساتي، زنان اين گروه درونگرا و پنهان كار، حيله گر و حسابگر، موفق در امور تجاري و سياسي

چشمان نيمه باز:

حيله گري و دلالي، غير قابل اعتماد

چشمان خمار:

احساسي و در رويا بودن

چشمان با فاصله زياد و دور از هم:

سادگي، درستي، فكر باز، توقعات زياد از زندگي، بسيار زود باور، تمايل شديد به رمان و داستان، برونگرا، مردمي، وفادار

چشمان لنگه به لنگه:

چشماني كه يكي از ديگري بزرگتر است هردم مزاج و هر دم خيال، قدرت فكري زياد ندارند و قاطعيت ندارند.

چشمان برجسته وبيرون زده:

صفات منفي مثل تنبلي، پرسر و صدا، پر حرف و ظاهربين

چشمان گودرفته و تورفته:

موذي، اگر با فاصله هم نباشد دورو و متظاهر

پلكهاي برجسته:

هوش، استعداد و دقيق، گاها لاابالي و مستعد در صنايع

چشمان خندان و متبسم:

شوخ، قلب پاك، استعداد در صنايع، اگر زن باشد مادري با عاطفه و مهربان.

مردمك در وسط چشم وسفيدي پيدا:

اختلال و پيچ و خم هاي فكري، بي باك بودن

چشمهاي بادامي:

خودخواه و متكبر، مغرور، اگر ابروها از چشمها فاصله داشته باشد خوبي و آرامش روح.

چشمهايي كه انتهايش پايين يا بالاست:

ساعي، تيزهوش و بعضا موذي و حيله گر.

چشمان ريز مثل كبوتر:

طبع ملايم، ذلالت بر راز پوشي زياد و سكوت، محتاط و محافظه كار، صادق و راستگو، مشكل پسند، كم صبر، ناشكيبا، مردان اين گروه مديران و فرمانداران و مشاوران قوي هستند و زنان اين گروه وفادار و پايدار هستند. خودخوري و استعداد هوشي زياد.

چشمان سه گوش:

اكثرا با ديگران مشكل دارند بالاخص با نامزد خود ،بي حوصله در بحث و جدل، وسواسي، ايراد گير، اهل نق زدن، سازگاري با محيط و حرفه هاي مختلف دارند. بهترين فضاي كار براي اين گروه فضاي سياسي است.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 توسط سمیه هادی |
نمره اعصاب شما چند است؟
این یک آزمون استاندارد روان شناسی است. شما باید خودتان را در هر یک از ده موقعیت زیر تصور کنید و گزینه مناسب خودتان را پیدا کنید و علامت بزنید. بعد از آن، باید نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهای هر گزینه بخوانید و مجموع نمرات تان را حساب کنید تا بفهمید که آیا شما از آن آدم هایی هستید که زیر فشارهای زندگی، به هم می ریزند و تسلیم می شوند یا این که با صبر و اعتماد به نفس، در برابر مشکلات زندگی مقاومت می کنید و می ایستید.



- فرض کنید کارفرمایتان از شما می خواهد به دفتر او بروید و هنگامی که شما را در دفترش می بیند، با لحن تندی با شما برخورد می کند. شما در این حالت، کدامیک از کارهای زیر را انجام می دهید؟

1.احساس شکست و تحقیر می کنید و هنگامی که به محل کارتان برمی گردید، ماجرا را برای بقیه همکاران تان هم تعریف می کنید. (2 نمره)
2.به محل کارتان برمی گردید و سعی می کنید همه چیز را فراموش کنید. (5 نمره)
3.موضوع را با یکی از صمیمی ترین دوستان تان در میان می گذارید و سعی می کنید با کمک او راه حلی برای مشکل تان پیدا کنید. (7 نمره)


- فرض کنید که یک هفته است وارد محل کار جدیدی شده اید اما هر چه تلاش می کنید، نمی توانید با هیچ کدام از همکاران جدیدتان دوست شوید. چه کار می کنید؟

1.حوصله تان از این کار جدید سر می رود. دیر سر کار می روید و زود برمی گردید. (2 نمره)
2.کارتان را به درستی انجام می دهید اما هم زمان به دنبال کار مناسب تری هم می گردید. (5 نمره)
3.سعی می کنید بفهمید که مشکل از شماست یا همکاران تان. سعی می کنید علت این نوع رابطه را کشف کنید و راه حلی برایش پیدا کنید. (7 نمره)


- فرض کنید چند ساعت روی یک پروژه وقت گذاشته اید اما کامپیوترتان دچار مشکلی می شود و تمام اطلاعاتی که روی سیستم ذخیره کرده بودید، از دست می رود. آن وقت شما ...

1.دل تان می خواهد با مشت به صفحه مونیتور بکوبید و آن را خرد کنید. (2 نمره)
2.با عصبانیت از محل کارتان بیرون می آیید و از صحنه دور می شوید. (5 نمره)
3.ناراحت می شوید اما به این فکر می کنید که از چه راهی می شود دوباره این اطلاعات را به دست آورد و ذخیره کرد. (7 نمره)


- فرض کنید که یک هفته برای پروژه تان زحمت کشیده اید و فقط چند ساعت دیگر تا موعد تحویل پروژه، وقت دارید اما هنوز قسمت هایی از کارتان مانده است که باید کامل شود. چه کار می کنید؟

1.می خواهید کارتان را تمام کنید ولی آن قدر هیجان زده و عصبی هستید که نمی توانید روی کارتان تمرکز کنید. (2 نمره)
2.با خودتان می گویید: شاید بد نباشد اگر کمی هم استراحت کنم. (5 نمره)
3.با خودتان می گویید: «من که تا اینجا آمده ام، این چند ساعت را هم کار می کنم» و بعدش هم تصمیم می گیرید کارتان را به اتمام برسانید. (7 نمره)


- فرض کنید کارفرمایتان شما را از سر کارتان اخراج می کند. چه کار می کنید؟

1.آنقدر نگران و پریشان می شوید که شب خواب تان نمی برد. (2 نمره)
2.تصمیم می گیرید که چند روزی از کار به دور باشید (مثلا بروید مسافرت) و بعدش برگردید و به یک شغل جدید فکر کنید. (5 نمره)
3.نیازمندی های روزنامه را باز می کنید و به دنبال کار می گردید و از طریق دوستان و آشنایان تان هم جویای کار می شوید. (7 نمره)


- فرض کنید در ارتباط با صمیمی ترین دوست تان دچار شک و تردید شده اید. چه کار می کنید؟

1.مدام به این فکر می کنید که دوست تان قصد دارد شما را فریب بدهد و به شما خیانت کند. (2 نمره)
2.ارتباطتان را با او قطع می کنید. (5 نمره)
3.تصمیم می گیرید با او حرف بزنید و بفهمید که مشکل کجاست. (7 نمره)


- فرض کنید رابطه تان با صمیمی ترین دوست تان به هم خورده است. آن وقت شما...

1.خودتان را به بی خیالی می زنید و می گویید تقصیر خودش بود! (2 نمره)
2.سعی می کنید با دوست دیگری، یک ارتباط صمیمانه برقرار کنید. (5 نمره)
3.سعی می کنید بفهمید مشکل تان کجای کار بوده و اگر رفع شدنی است، مشکل را رفع کنید؛ وگرنه، در ارتباط های بعدی، بیشتر دقت کنید. (7 نمره)


- شب است و شما دارید در بزرگراه رانندگی می کنید که ناگهان اتومبیل تان دچار مشکل می شود و در تاریکی تنها می مانید. آن وقت شما...

1.وحشت می کنید که مبادا به شما حمله کنند یا ماشین تان را بدزدند. (2 نمره)
2.ماشین را قفل می کنید و برای کمک گرفتن به نزدیک ترین محل می روید. (5 نمره)
3.سعی می کنید از ماشین های دیگر کمک بگیرید. (7نمره)


- دارید درست رانندگی می کنید اما ماشین پشت سرتان دستش را گذاشته است روی بوق و می خواهد از شما سبقت بگیرد. چه کار می کنید؟

1.می گذارید رد شود ولی به او ناسزا می گویید. (2 نمره)
2.اهمیت نمی دهید چون هنوز فاصله اش با شما زیاد است. (5 نمره)
3.کنار می کشید تا از شما سبقت بگیرد و رد شود. (7 نمره)


- پلیس دارد به اشتباه شما را جریمه می کند در حالی که شما اطمینان دارید هیچ خلافی مرتکب نشده اید. چه کار می کنید؟

1.با پلیس جر و بحث می کنید و به او می گویید به هیچ عنوان این جریمه را قبول نخواهید کرد. (2 نمره)
2.می دانید که بحث کردن با او هیچ فایده ای ندارد و به همین خاطر جریمه را سریع قبول می کنید. (5 نمره)
3.سعی تان را می کنید که در کمال آرامش او را متقاعد کنید اما وقتی می بینید که او به هیچ وجه، قبول نمی کند جریمه را قبول می کنید. (7 نمره)

تفسیر آزمون
به کسانی که در این آزمون، بیشتر از 65 امتیاز آورده اند باید تبریک گفت و آنهایی هم که امتیازشان بین 30 تا 65 شده است، باید بدانند که در مواجهه با استرس های زندگی شان کمی مشکل دارند و بهتر است درباره راه های مقابله با استرس بیشتر مطالعه و تمرین کنند.



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 توسط سمیه هادی |
شخصیت شناسی




به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابي را که انتخاب مي کنيد يادداشت کنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟

الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟

الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير، ه- - خيلى آهسته

۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛

الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد،
و ه-_ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىكنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟

الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟

الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛

الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛

الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟

الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟

الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...

۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:

الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد


امتيازات


سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)

سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)

سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵امتياز)، د (۴ امتياز)، ه (۳ امتياز) و (۲ امتياز)، ز (۱ امتياز)

سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، و (۱ امتياز)

خب، امتيازهايتان را جمع زديد. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقايسه كنيد و شخصيت خودتان را بشناسيد.

نتيجه گيرى

* اگر امتياز شما بالاى ۶۰ است: ديگران در ارتباط و رفتار با شما شديداً مراقب و هوشيار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهايت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسين مى كنند و به ظاهر مى گويند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ايجاد رابطه اى عميق و دوستانه بى ميل و فرارى هستند.

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتياز داريد: بدانيد دوستان شما را تحريك پذير مى دانند، بدون فكر عمل مى كنيدو سريع از موضوعات ناخوشايند برآشفته مى شويد ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصميم گيريهاى سريع داريد (هرچند اغلب درست از كار درنمى آيند!) ديگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. كسى كه همه چيز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجويى لذت مى برد و در مجموع به دليل ايجاد شرايط و بستر
هيجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند. شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد. قادر هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد.

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتياز نصيب شما شد: بدانيد در نظر سايرين معقول، هوشيار، دقيق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستيد. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستيد اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستيد. به سرعت و سادگى با ديگران باب دوستى را باز نمى كنيد. اما اگر با كسى دوست شويد صادق، باوفا و وظيفه شناس هستيد. اما انتظار بازگشت اين صداقت و صميميت از طرف دوستانتان را داريد گرچه سخت دوست مى شويد اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنيد.

* از ۲۱ تا ۳۰ امتياز : در نظر سايرين فردى زحمت كش هستيد اما متأسفانه گاهى اوقات ايرادگير هستيد. شما بسيار بسيار محتاط و بى نهايت ملاحظه كار به نظر مى رسيد. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زياد در جمع بار ديگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و براساس تحريك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. ديگران مى دانند شما هميشه تمام جوانب كارها را مى سنجيد و سپس تصميم مى گيريد.

* و اگر كمتر از ۲۱ امتياز داشتيد: ديگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه هميشه سايرين به عوض او فكر مى كنند، برايش تصميم مى گيرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمايل به درگيرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد ديگر را ندارد!

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم آبان 1391 توسط سمیه هادی |
موضوع روانشناسی جنایی
موضوع روانشناسی جنایی با توجه به مسائل کلی تر روانشناسی عمومی، روانشناسی بالینی، روانکاوی، روانپزشکی مطالعه ی چگونگی تشکیل شخصیت مجرمان و علل و انگیزه های آن ها به هنگام وقوع جرم می باشد.
هدف های روانشناسی جنایی
1- اولین هدف روانشناسی جنایی شامل موضوع آن یعنی مطالعه و شناخت شخصیت مجرمان و علل و انگیزه های آن ها به هنگام وقوع جرم می شود. این خود سبب هدف بعدی روانشناسی جنایی که در ادامه آمده است می شود.
2- پیشگیری از وقوع احتمالی جرم به منظور کاهش تکرار جرم توسط افراد دیگر و همچنین تکرار جرم توسط مجرم فعلی که خود شامل موارد زیر می شود:
الف- بازسازی، بازپروری و درمان مجرمان
ب- بازپذیری اجتماعی و ادامه ی درمان مجرمان
پ- سعی در برطرف نمودن عوامل اجتماعی مولد جرم
که این سه مورد باید همزمان و به موازات هم به وسیله ی حمایت سازمان های مسئول اجرا شوند.
3- کمک به مَراجع قضایی برای به وجودآوردن قوانین جدید با توجه به مسائل اجتماعی، روانشناسی، فرهنگی، اقتصادی، دینی و بین المللی برای بهبود نسبی وضعیت جرم خیزی جامعه و مجرمین.
روانشناسی جنایی و علوم دیگر
روانشناسی جنایی به دلیل سر و کار داشتن با مجرمان با رشته های دیگری نیز ارتباط دارد که همپوشی هایی نیز با آن ها دارد؛ که در ادامه به اختصار به آن ها اشاره می شود.
انسان شناسی جنایی: انسان شناسی جنایی علم مطالعه ی ویژگی های جسمانی و اعمال و اعضای بدن در هنگام وقوع جرم است.
زیست شناسی جنایی: علم بررسی جنبه های ژنتیک، سنخ شناسی زیستی و اثرات هورمون ها در هنگام ارتکاب جرم است.
جامعه شناسی جنایی: جامعه شناسی جنایی جمعیت، نژاد، محیط و علل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جرم مجرم را مورد مطالعه قرار می دهد.
کیفر شناسی ( علم زندانبانی ) : علم شناخت جرم و رده بندی آن و مدیریت زندان ها و فضاهای تأدیب و بازپروری مجرمین است.
رشته های جدید روانشناسی جنایی
روانشناسی قضایی: روانشناسی قضایی به مطالعه ی رفتار های متهمان، شاهدان، تماشاگران و دیگر افراد حاضر در جلسات دادگاه و جلسات بازرپرسی قبل از دادگاه می پردازد.
روانشناسی قانونی: روانشناسی قانونی برای صدور حکم نهایی در مورد متهمان با توجه به نظرات روانشناسی و بیماری شناسی و همچنین قوانین مربوطه، به قضات و شوراهای عالی قضایی کمک می کند.
روانشناسی زندانبانی: روانشناسی زندانبانی با به وجودآوردن برنامه های تغییر رفتار به اصلاح و تربیت محکومین می پردازد و آن ها را برای بازگشت به محیط اجتماعی و زندگی مطلوب تر آماده میکند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم آبان 1391 توسط سمیه هادی |
اختلالات خواب و راه های رهايی از بی خوابی

آيا آرزومند يک خواب راحت و شيرين هستيد؟ از مشکل بی خوابی رنج می بريد. راهکارهای زير را به کار بنديد و ببينيد که می توانيد خواب راحتی داشته باشيد.

اهميت خواب به اندازه ای است که می تواند روی زندگی روزانه اثرگذار باشد، خواب کم يا اختلالات خواب روی فکر، قدرت تمرکز، توانايی فرد و حتی روی کار روزانه فرد تاثير می گذارد. در حين خواب، سلولهای بدن و مغز هر دو ترميم می شود و اين احيا و بازسازی موجب می شود تا روز بعد سرحال و هوشيار از خواب بيدار شويد.

خواب مورد نياز برای هر کس متفاوت است، بطور متوسط هر فردی به 7 تا 9 ساعت خواب نياز دارد. اما عده ای نيز هستند که 10 ساعت خواب برايشان کافی است. احساس فرد در روز بعد، ميزان کافی بودن يا عدم کفايت خواب را نشان می دهد. چنانچه روز بعد احساس خستگی بيش از حد، زودرنجی و کج خلقی داشته باشيد، يعنی اين که خواب شما کافی نبوده است.

هورمون های رشد در حين خواب آزاد می شوند. بنابراين نوزادان، کودکان و افراد مسن نسبت به جوانان به خواب بيشتری نياز دارند.

هر چه سن افراد بيشتر می شود، ميزان خواب

کمتر و اختلالات مربوط به خواب افزابيش پيدا می کند، افراد پير معمولا" شب هنگام چندين مرتبه از خواب بيدار می شوند.

 

کمبود خواب موجب افزايش ميزان قندخون و در نتيجه افزايش فشارخون و ايجاد افسردگی می شود. افزون بر اين بی خوابی فرد را در معرض خطر ابتلا به ديابت و آسيب ديدگی مغز قرار می دهد. بی خوابی موجب ايجاد تغييراتی در ميزان هورمون تيروئيد و هورمون های استرس می شود که اين تغييرات روی حافظه سيستم دفاعی بدن، قلب و متابوليسم بدن اثر می گذارد.

چه چيزی موجب خواب می شود.

دليل اين موضوع هنوز کاملا" مشخص نشده است، اما دانشمندان معتقدند، بلافاصله پس از تولد، ريتمی در بدن شکل می گيرد که به آن     « ساعت بدن » گفته می شود. برخی مواد شيميايی طبيعی بدن موجب به وجود آمدن خواب می شوند که البته در اين ميان رژيم غذايی مناسب نيز نقش مهمی ايفا می کند.

موارد زير روی خواب اثر می گذارد:

  1. پرخوری و کم خوری موجب اختلال در خواب می شود. خوردن يک غذای سبک قبل از خواب به بهتر شدن خواب کمک می کند، در حالی که پرخوری سبب اختلال در سيستم هضم و در نتيجه  بی خوابی می شود.

  2. کافئين نيز در خواب اختلال ايجاد می کند. هر نوع غذا و نوشيدنی ای که دارای کافئين است سبب بی خوابی می شود. مثل قهوه، کوکاکولا و شکلات. البته در افراد مختلف، تاثير آن متفاوت است.

  3. خوردن چربی را فراموش کنيد. خوردن غذاهای خيلی چرب سبب نامنظمی سيستم هضم و گوارش و در نتيجه بی خوابی   می شود.

  4. دير وقت شام نخوريد. افرادی که مشکل معده مثل برگشت اسيدمعده و يا ترش کردگی دارند، نبايد دير وقت غذا بخورند و از خوردن غذاهای سنگين خودداری کنند، زيرا غذای سنگين تخليه شدن معده را به تعويق می اندازد. خوابيدن با معده پر، باعث تحريک اسيدها و مايعات معده و روده می شود و آنها را به سمت مری می راند. بنابراين حالت ترش کردگی ايجاد می شود که سبب ايجاد تغييراتی در خواب می شود. البته نوشيدن بيش از اندازه مايعات قبل از خواب نيز مشکل ساز است.

  5. شير و عسل به بهبود خواب کمک می کنند. شيردارای آمينواسيدی به نام تريپتوفان است که تريپتوفان موجب افزايش مقدار داروی مسکن طبيعی در مغز به نام سروتونين می شود. به همين دليل بيشتر پزشکان قبل از خواب نوشيدن شير به همراه يک قاشق چايخوری عسل را توصيه می کنند. مخلوط شير و موز نيز به بهبود خواب کمک می کند و به بدن ويتامين 6Bمی رساند که اين ويتامين به تبديل تريپتوفان به سروتونين کمک می کند.

برخی از انواع گياهان و داروهای گياهی نيز به بهبود خواب کمک می کند. بطور مثال گياه سنبل کوهی تاثيری شگفت انگيز برجای می گذارد. پزشکان معتقدند سنبل کوهی سبب آرامش سيستم عصبی و راحتی بافت ماهيچه ها می شود، بنابراين دم کردن سنبل در يک قوری چای توصيه می شود.

علاوه بر سنبل، چای بابونه، نعناع و ليموعمانی نيز به خواب بهتر و آرام تر کمک می کند.

هورمونی در مغز ترشح می شود که ملاتونين نام دارد، اين هورمون مسئول تنظيم چرخه خواب و بيداری افراد است. کارشناسان معتقدند اين هورمون، هورمون های زنانگی، چرخه قاعدگی ، حوصله و خلق و خوی و هورمون های رشد را در کنترل خود دارد. علاوه بر اين " ملاتونين " سبب کاهش کم خوابی جلوگيری از انواع سرطان ها، افزايش و رشد سيستم دفاعی بدن و جلوگيری از پيری زودرس می شود. پزشکان مصرف مقدار کمی از اين هورمون را توصيه می کنند، زيرا مصرف مقدار بيش از مورد نياز موجب افسردگی می شود و خوردن آن به زنان باردار و شيرده، بيماران روانی و افراد مبتلا به ورم مفاصل توصيه نمی شود.

اختلالات خواب

بی خوابی می تواند يکی ازعوارض ناشی از عصبانيت، افسردگی يا استرس باشد و يا در اثر برخی داروها ايجاد شود. يکی ديگر از اختلالات خواب که منجر به بی خوابی می شود، اپنيای خواب است. لغت يونانی   " اپنيا " به معنای " بدون تنفس " است، که اين بيماری 3 نوع است:

  1. بازدارنده، ( مانع )

  2. مرکزی

  3. مختلط و نوع بازدارنده رايج ترين نوع آن به شمار می رود. در هر 3 نوع اين بيماری، بيمار در حين خواب دچار بريدگی و قطع تنفس می شود. گاهی صدها مرتبه در طول خواب اين اتفاق رخ می دهد و حتی يک دقيقه نيز طول می کشد.

اپنيای مانع ( بازدارنده ) در اثر مسدود شدن راه های عبور هوا ايجاد  می شود که در اين حالت بافت نرم عقب گلوفرو می ريزد و راه های عبور هوا را در حين خواب مسدود می کند.

اما نوع مرکزی، راه عبور هوا مسدود نمی شود، بلکه مغز قادر نيست سيگنال هايی برای تنفس به ماهيچه ها بفرستد و در نوع سوم، همانطور که از نامش مشخص است، ترکيبی از هر دو است. افراد در هر سنی ممکن است به اين بيماری مبتلا شوند. اين بيماری سبب ابتلا به افزايش فشار خون، بيماری قلبی، مشکلات حافظه، افزايش وزن، عدم بارداری و سردرد می شود. افراد مبتلا به " اپنيا " در خواب زياد خرخر می کنند و صدای خرخر کردن گاهی به اوج می رسد. البته اين حالت در افراد چاق ميان سال بيشتر ديده می شود.

برای درمان بی خوابی می توانيد از راه های زير کمک بگيريد:

  1. برنامه خواب خود را يادداشت کنيد، چه ساعتی شب به رختخواب می رويد و صبح کی از خواب بيدار می شويد. سپس چند شب، قبل از خواب، ورزش و خوردن نوشيدنی های کافئين دار را امتحان کنيد، حتی يکی يا دو روز هنگام ظهر چرت کوتاهی بزنيد و اثر آن را روی خواب شب بررسی کنيد.

  2. بعداز ظهر ورزش کنيد و از ورزش کردن 2 تا 3 ساعت قبل از خواب پرهيز کنيد زيرا سبب بی خوابی می شود.

  3. بعد از صرف ناهار از خوردن غذا و نوشيدنی های کافئين دار پرهيز کنيد.

  4. سيگار نکشيد، چنانچه قادر به ترک نيستيد، سعی کنيد يک يا دو ساعت قبل از خواب سيگار نکشيد.

  5. ساعت مشخصی برای خواب خود انتخاب کنيد و سعی کنيد طبق برنامه به رختخواب برويد، دوش آب گرم، چند دقيقه کوتاه در رختخواب و گوش دادن به يک موسيقی آرام نيز قبل از خواب مفيد خواهد بود.

  6. اتاق خود را با پرده های تيره رنگ تاريک و ساکت نگه داريد و از اتاق خواب تنها برای خواب استفاده کنيد نه کار و تماشای تلويزيون. تشک خوابتان نبايد زياد نرم يا سفت باشد و حتما" لباس خواب راحت و مناسبی هنگام خواب بر تن کنيد.  از ماسک مخصوص برای چشم هايتان و گوشگير ( گوشی ) استفاده کنيد و چنانچه باز هم خواب به چشما نتان نيامد، بيش از 15 دقيقه در رختخواب باقی نمائيد، از جای خود بلند شويد به اتاق ديگری برويد و زمانی را صرف تماشای تلويزيون يا خواندن روزنامه و کتاب تا خوابتان بگيرد.

  7. اگر با بدن خسته به رختخواب برويد، خواب خوبی نخواهيد داشت. بنابراين با انجام چند حرکت کششی و ورزش سبک، ماهيچه های خود را حرکت دهيد، ماهيچه های مربوط به قسمت بالاتنه، گردن و شانه ها.

گاهی اوقات برای مبارزه با بی خوابی بايد تغييراتی در برخی از عادات زندگی روزمره خود دهيد. بطور مثال :

  • هر روز بعدازظهر 20 دقيقه بيرون از منزل پياده روی کنيد.

  • محيط اتاق خواب خود را خنک نگه داريد.

  • اگر تمامی راههای ممکن را امتحان کرديد و تاثيری نداشت به مدت يک يا دو شب می توانيد از قرص های خواب استفاده کنيد، اما نبايد بيش از دو روز مصرف کنيد که به صورت عادت شود.

برخی از مطالعات نشان می دهد که 5 هفته طب سوزنی نيز می تواند به بهبود خواب کمک کند، طب سوزنی ميزان فعاليت  ملاتونين را افزايش   می دهد و در نتيجه قابليت به خواب رفتن افزايش پيدا می کند.

بهداشت خواب نيز يکی ديگر از عواملی است که پزشکان بر آن تاکيد می کنند، بدين معنا که اتاق خواب و تختخواب نيز می تواند عاملی برای بهبود خواب باشد. نور اتاق را به گونه ای هماهنگ کنيد که چشم را اذيت نکند و تختخواب را از کنار ديوار دورتر قرار دهيد تا هيچ سروصدايی مخل آسايش شما نشود.

قبل از خواب کمی آب بنوشيد، زيرا تحقيقات نشان می دهد، نوشيدن آبميوه قبل ازخواب 20 تا 30 دقيقه خواب را به تاخير می اندازد و اين امر به دليل شکر زياد موجود در آبميوه اتفاق می افتد. علاوه بر اين خوردن گردو قبل از خواب نيز می تواند به بهبود خواب کمک کند زيرا گردو منبع غنی ای از تريپتوفان است.

120 تا 90 دقيقه قبل از خواب دوش آب گرم بگيريد زيرا آب گرم، موجب بالا رفتن دمای درونی بدن می شود. وقتی می خواهيد بخوابيد کاهش دمای بدن به بهبود خواب کمک می کند.

 
درباره وبلاگ
نام نویسنده:سمیه هادی

مدرک تحصیلی :روانشناسی

تولد:1366

شغل:کارمند
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
زمان
فالنامه حضرت حافظ
تصویر روز
پيوند ها
پيوندهاي روزانه

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد. باز نویسی و امکانات از پیچک
قالب وبلاگ